برگزیدهجشنواره تئاتر فجر (38)نقد تئاترنمایش

ویژه جشنواره، “تئاتر در خدمت توده” نوشته ای بر نمایش “شهر بد” به کارگردانی پاول ژوکوتاک از کشور لهستان/ منتقد هنرنت: دکتر فاطمه درخشان

هر چند که فرم نمایش با به کارگیری ترکیبی از مولفه های اجرا بر محتوا پیشی می گیرد، با این حال نمایش حامل مفاهیم و گزاره های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است که نشان می دهد تئاتر در جامعه ای چون لهستان به عنوان یکی از نمودهای هنر حامل رسالتی است و آن حضور در بطن و متن همه شئون و ابعاد زندگی انسان ها.

شهر بد یکی از نمایش های خارجی از کشور لهستان در جشنواره سی و هشتم به اجرا درآمد که روایتگر شرایط سخت طبقه کارگر و مورد استثمار قرار گرفتن آنها توسط طبقه سرمایه دار و مالک ابزار تولید در دهه های نخستین قرن بیستم می باشد.

نمایشی بدون دیالوگ و در قالب سورئال که با استفاده از المان هایی نظیر خون، پرچم سفید و … به دنبال انتقال پیام هایی از جمله آزادی، مبارزه علیه ستم و استثمار  در فضای مفهومی مارکسیستی است.

شهر بد بخشی از این مبارزه، مبارزه طبقه کارگر علیه سرمایه دار و استثمار را با محوریت نظریات مارکس به نمایش می گذارد. به گفته مارکس همیشه میان طبقه سرمایه دار و طبقه کارگر تضاد و تخاصم وجود خواهد داشت، زیرا مناسبات طبقاتی با قدرت و نابرابری در هم تنیده شده اند. مارکس با بهره گیری از آثار اقتصاد دانان کلاسیکی همچون آدام اسمیت و دیوید ریکاردو که در نمایش نیز به آن اشاره شد، دیدگاه لیبرال آن ها را نسبت به سرمایه داری صنعتی به سمت و سویی رادیکال کشاند. مارکس در رد این دفاعیه که سرمایه داری ثروت عظیمی به همراه می آورد، استدلال می کرد که سرمایه داری در آن واحد طبقه ای از سرمایه داران ثروتمند و فقر و محرومیتی شدید برای توده ها ایجاد کرده است. وی تصور می کرد که فقر مادی و معنوی کارگران، در جامعه ای ثروتمند که از آرمان های آزادی بشری الهام گرفته است، در نهایت آنان را به طغیان وا خواهد داشت.

اجرایی فرمالیستی با تم موزیکال و اجرای حرکات پانتومیم و نمادین که گاهی از روایتگری و آواز بازیگران به طور مستقل سود می جوید، تلاش می کند که مفاهیم و تعلیقات نمایش را به مخاطب منتقل کند. اما متاسفانه در برخی صحنه ها صدای بلند همزمان مترجم و راوی لهستانی و تداخل آن با موزیک موجب آشفتگی فضا و بهم ریختن تمرکز مخاطب می شود. صحنه نمایش نیز با کمترین آکسسوری و تنها با استفاده از پروجکشن و نمایش تصاویر و انیمیشن های ساده و مکانیکی سعی در  به تصویر کشیدن صنعتی شدن در فضای شهر را دارد.

شهر بد، فضای اجتماعی- تاریخی ای را توصیف می کند که کشور لهستان و بسیاری از کشورهای اروپایی شرقی و مرکزی پس از انقلاب صنعتی در ابتدای قرن بیستم و پس از آن جنگ های جهانی تجربه نموده اند. لهستان در طول دویست سال گذشته همواره تاریخی سراسر جنگ را تجربه نموده، جنگ علیه بلشویک ها، علیه نازی ها، علیه روس ها و کمونیست ها.

اما جای سوال است که چنین نمایشی از کشوری چون لهستان که پس از آزادی از اتحاد شوروی و فرو افتادن پرده آهنین، در دوره زمانی ۳۰ ساله اکنون به ششمین اقتصاد بزرگ و از مهره های کلیدی اتحادیه اروپا به حساب می آید، با مطرح کردن وضعیت کارگران در ابتدای قرن بیستم و مبارزات طبقات کارگری، در پی انتقال چه پیامی است؟ چرا که از دهه ۱۹۳۰ به میزان قابل توجهی از خوشبینی مارکسیستها کاسته و هیچ انقلابی در کشورهای سرمایه داری رخ نداد و برخلاف انتظار مارکسیستها انقلاب در جامعه توسعه نیافته ای چون روسیه رخ داد و به دلایل زیادی از میان رفت. در واقع می توان گفت که با ارائه نظریات توسط مارکس سرمایه داری بر سر عقل آمد، قوانین و برنامه های بسیاری را وضع و اجرا نمود که بر اساس آن شرایط کارگران بهبود یافته که لهستان و نظام سرمایه داری فعلی نیز از آن مستثنی نبود. با این وجود تئاتر لهستان به دلیل اینکه سال های بسیاری در قالب هنر و تئاتر بطور اخص در قالب توده فعالیت می کرده است، همچنان در پی بیان مبارزات کارگری و از میان بردن فاصله طبقاتی میان طبقه ضعیف و سرمایه دار با وجود موانع بسیار است و این نشان می دهد که توسعه اقتصادی همواره با نابرابری همراه بوده و جنس مطالبات در عصر حاضر حتی در جوامع  توسعه یافته و به تبع آن جنبش ها برای کاهش نابرابری است که در هنر نیز متبلور می باشد.

هر چند که فرم نمایش با به کارگیری ترکیبی از مولفه های اجرا اعم از پروجکشن، پانتومیم، موزیک و غیره بر محتوا پیشی می گیرد اما با این حال نمایش حامل مفاهیم و گزاره های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است که نشان می دهد تئاتر در جامعه ای چون لهستان و بسیاری جوامع دیگر به عنوان یکی از نمودهای هنر حامل رسالتی است و آن حضور در بطن و متن همه شئون و ابعاد زندگی انسان ها.

فاطمه درخشان

گروه نقد هنرنت

برچسب ها

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن