برگزیدهسینما

«روایتی بی جان» نوشته ای بر فیلم «جان دار» به کارگردانی حسین امیری دوماری و پدرام پورامیری/ منتقد هنرنت: دکترفاطمه درخشان

نقطه قوت جان دار، میتواند ریتم فیلمنامه ی آن باشد که با فرمی آرام و سکانس های کوتاه بیننده را با خود همراه می کند اما در پرداختن به شخصیت ها ناتوان است؛ شخصیت هایی که گاه با روال واقع گرایانه فیلم در تضادند و بیشتر به نمونه ایده آل شبیه هستند تا شخصیت های واقعی.

در سالهای اخیر فضای سینمای ایران با سبک­ داستان پردازی و فیلم سازی روبرو بوده است که وجه بارز آن، ارائه روایتی واقع گرایانه و گاه با رویکردی پست مدرن و چندصدایی است. در این نوع سبک فیلمسازی، شخصیت پردازی ها از سویی مبهم و از سوی دیگر واقعی است و در عین روایتِ جریان روتین و قابل لمس زندگی، غافلگیری های متعدد در بطن آن، مخاطب را دچار شوک های متعدد می کند. از دیگر ویژگی های مهم این سبک، پایان بندی های خاص از جمله باز بودن پایان آن است، گویی از ابتدایِ داستان، ذهن مخاطب با دریافت انواع محرک ها و مضامین مختلف به گونه ای هدایت می شود که وجود پایان باز و گاه غمگین به همراه کشف حقیقت، تنها راه خلاصی وی از این آشفتگی و فشارهای ذهنی می شود. در اکثر فیلم های متعلق به این سبک مخاطب به عنوان قضاوت کننده، خود پایان داستان را روایت خواهد کرد. از جمله مضامین مهم در این آثار می توان به موضوعاتی نظیر خیانت، دروغ، پنهان کاری، قضاوت، غیرت و از این دست مفاهیم اشاره کرد. آثار فیلمسازانی نظیر فرهادی، کاهانی، بنی اعتماد و … در این نوع سبک فیلمسازی جای دارند. تلاش های بسیاری برای فیلم سازی در این سبک شده است که همه به یک اندازه موفقیت آمیز نبوده اند.

«جان دار» از جمله آثاری است که بر اساس چنین سبک فیلمسازی ساخته شده و به عنوان اولین ساخته ی دو کارگردان جوان، اثری قابل توجه است. برخی عناصر سبک فیلم سازی فرهادی در این فیلم دیده می شود. فیلم با تیتراژ ابتدایی و اولین صحنه که مجلس عروسی را نشان می دهد آغاز شده و به سرعت در صحنه های ابتدایی اتفاق ناگوار را به مخاطب عرضه میکند ولی در ادامه به تدریج وی را با شخصیت ها، ارتباطات و پیچیدگی های مناسبات میان آنها آشنا می کند.

ضرب آهنگ روایتگری فیلم، آرام است. در نقطه ای که اولین و مهم ترین ضربه داستان که فاجعه ای ناگهانی ست، اندازه شوک وارد شده و فاجعه بار بودن آن به اندازه ای نیست که مخاطب را دچار تشویش کند. با گذشت زمان لایه های میانی و پنهانِ داستان و نسبت پرسوناژها و ویژگی های آنها به تدریج آشکار شده و اتفاقات و گره های بعدی داستان به ترتیب و آرام در مقابل مخاطب قرار می گیرد. به همین خاطر نقطه قوت جان دار، میتواند ریتم فیلمنامه ی آن باشد که با فرمی آرام و سکانس های کوتاه بیننده را با خود همراه می کند اما در پرداختن به شخصیت ها ناتوان است؛ شخصیت هایی که گاه با روال واقع گرایانه فیلم در تضادند و بیشتر به نمونه ایده آل شبیه هستند تا شخصیت های واقعی.

جان دار داستان مناسبات افرادی ست که به واسطه وابستگی های عاطفی که میان آنها وجود دارد، درگیر مسائلی می شوند که روابط خانوادگی آنها را با چالش روبرو می کند. مخاطب با داستان های مختلف و متعددی روبرو می شود که از زاویه دید شخصیت های مختلف فیلم روایت می شود. افرادی که علاوه بر مشکل اصلی که متوجه همه آنهاست، هر یک به تنهایی درد و رنجی را به دوش می کشند. به طوریکه در طراحی صحنه، نوع گریم و سایر ارکان ظاهری فیلم نیز این رنج و به نوعی زشتی داستان دیده می شود. مانند بسیاری از فیلم هایی که به نمایش مسائل و آسیب های اجتماعی می پردازند و به نوعی کلیشه تبدیل شده اند.

در فیلم جان دار نیز مانند بسیاری از فیلم های سینمای ایران به مفاهیم محدود و  پرتکراری نظیر غیرت، ناموس، صداقت، اخلاق، قتل و قصاص در بستری که همواره چالش میان سنت و مدرنیته و مناسبات حاکم بر آن وجود دارد، پرداخته می شود. همین تکرار در مفاهیم و محتوی، کشش داستان را کم می کند، چرا که مخاطب می تواند روال و اتفاقات بعدی فیلم را حدس بزند. شاید همین امر باعث شده تا سازندگان برای گریز از دام کلیشه و ایجاد تمایز، پایان بندی برای فیلم طراحی کنند که خارج از پیش بینی تماشاگر باشد. اما در نهایت مخاطبان با پایان بندی نامناسب، ناقصی روبرو می شوند، که در کل رضایت آنان را برای ارزیابی جان دار، به عنوان فیلمی خوب در سبک فیلم های اخیر که توصیف شد، جلب نمی کند.

فاطمه درخشان

گروه نقد هنرنت

برچسب ها

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن