برگزیدهنقد تئاترنمایش

“اسارت اندیشه” نوشته ای بر نمایش فرمالیته به کارگردانی علی صفری/ منتقد هنرنت: دکتر فاطمه درخشان

فرمالیته، طنزی ست خاکستری از دوره ای که مدرنیته دائم شعار عقلانیت و آزادی انسانی را سر می دهد، به انسان وعده ی کامیابی می دهد و از طرفی وی را اسیر قواعد خود کرده است.

هر جامعه ای بر پایه قرارداد شکل گرفته است. این قرارداد مبتنی بر قواعد و قوانینی است که تضمین کننده نظم و امنیت آدمیان می شود، با این شرط که توافق و پایبندی همگانی برای آن به وجود آید، و این پایبندی، خود مستلزم دست کشیدن از امیال، آرزوها و آزادی فردی است.

این عبارات زاییده تفکر اندیشمندان روشنفکری است که مبنای فکری مدرنیته گردید. قرائتی جدید از زندگی انسان که با عناصری مانند عقل گرایی، فردگرایی، آزادی، برابری، سوبژکتیویته و … همراه شد.

از رویکرد هابز (یکی از بنیانگذاران نظام فکری مدرنیته)، انسان به طور طبیعی موجودی خودخواه و خودپرست است و اعمال انسان از امیالی سرچشمه می‌گیرند که نیازمند کامیابی هستند. زندگی میدان نبرد میان انسان‌هاست و کسی پیروز می‌شود که قوی‌تر باشد. اما انسان‌ها سرانجام درمی‌یابند که برای بقای خویش باید از وضع طبیعی خارج شوند و کارهایی را که از روی انگیزه‌های خودخواهانه انجام می‌دادند، ترک نمایند و بهترین راه دستیابی به صیانت، پایبندی به قرارداد اجتماعی و لویاتان (حکومت) است. اما محدوده ی  آزادی انسان تا جایی است که عقل به آن اجازه می دهد. در واقع آزادی همانند آبی است که اجبارا باید از کانال مشخصی عبور کند.

نمایش فرمالیته در قالبی انتقادی روایتگر جامعه ای است که با فرض عدم توانایی انسان بر اداره خود، بر او مسلط است و اختیار هر گونه دخالت در حیات، از جسم تا اندیشه وی را به خود می دهد. جامعه ای که برای ادامه بقا قوانینی وضع و حتی نیازهای انسان را در قالب آن تعریف می کند. انسان اسیر در قفس آهنینی ست که نتیجه این قرارداد است.

جامعه ی به تصویر کشیده شده در فرمالیته، که ظاهرا در یک فضای بی زمان و بی مکان است، در تنش میان سنت و مدرنیسم قرار دارد. درگیر برخی نمادهای سنت چون خرافه است که برای توجیه انسان به کار گرفته می شود و  از سویی نمی تواند خود را از برخی نمادهای مدرن دور کند. نمادهای جذابِ مدرنی که رفاه و آسایش را برای او به ارمغان می آورد اما از سوی دیگر آزادی او را نیز به خطر می اندازد. این اتفاق نشان دهنده ی، نوعی تناقض درونی نظام اجتماعی است، تمایل با برخورد با تجدد و تحت قاعده درآوردن و سلب آزادی فکری اعضای خود.

فرمالیته، طنزی ست خاکستری از  دوره ای که مدرنیته دائم شعار عقلانیت و آزادی انسانی را سر می دهد، به انسان وعده ی کامیابی می دهد و از طرفی وی را اسیر قواعد خود کرده است. وجود برخی حرکات، نمادها و دیالوگ های غیرعادی و خیالی که گاه مخاطب را تا حدودی با موقعیت تلخ کامی، اندوه و ناامیدی و گاه طنزآمیز معلق نگه می دارد، و پرداختن به نقش های اجتماعی به صورت نمادین و اغراق آمیز، نمایش را به فرم گروتسک نزدیک می کند. با این حال، متن نمایش که متاثر از فضای گروتسک می باشد، در اجرا به موقعیت های ناراحت کننده و عذاب آور که از ویژگی های اصلی آن است، به خوبی پرداخته نشده.

در فرمالیته، مخاطب با صحنه ای بدون دکور و طراحی خاص مواجه می شود. بازیگران در لباس های ساده، گریم های کمی اغراق آمیز و تنها به همراه یک چهارپایه در صحنه ظاهر می شوند. هر چند مخاطب با متنی خوب، بازی های هماهنگ شده و  در کل میزانسنی غیرساکن روبرو می شود، اما نبود طراحی صحنه و گاه نورپردازی ضعیف موجب تکراری و در نتیجه خسته کننده شدن میزانسن می شود.

به نظر می آید علت ضعف در طراحی صحنه نیز، بحث اقتصاد صحنه، کمبود سالن های اجرا، نامناسب بودن صحنه سالن و برخی علل ساختاری دیگری باشد که در نهایت، با وجود آمادگی گروه اجرا، منجر به خروجی ضعیف باشد. اما آنچه در این اجرا مهم می نماید، وجود متنی کار شده ناشی از دغدغه های شخصی و اجتماعی نویسنده به ویژه در مورد نقش و جایگاه هنرمند در جامعه است که در دیالوگ های پرسوناژها به چشم می خورد.

فاطمه درخشان

گروه نقد هنرنت

برچسب ها

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن