برگزیدهنقد تئاترنمایش

“در امتداد شب” نوشته ای بر نمایش جمعه کشی به کارگردانی اسماعیل خلج/ منتقد هنرنت: فرزام قدیری نیا

خلج با موفقیت در ایجاد اتمسفر قهوه خانه و با بهره گیری از شیوه های نمایش ایرانی همچون تعزیه، تجربه های فرمی دیالوگ نویسی و همچنین استفاده از متل های قدیمی در متن و تبدیل آن به فرمی روایی، توانسته اثری اصیل را روی صحنه بیاورد که نه تنها بوی کهنگی نمی دهد بلکه برای مخاطب امروز یادآور اصالتی آشنا است

آنچه جمعه کشی را از اجراهای این روزهای تئاتر ایران متمایز می نماید نوعی بازگشت به گذشته ی  با اصالت و غنی است که قدر و ارزشش از دست رفته است.

خلج کوشیده با استفاده از فرم و شیوه اجرایی که در آن چیره دست است، اثری بی ادعا و در عین حال دغدغه مند ارائه کند، جمعه کشی بازاجرای یکی از موفق ترین نمایش های خلج است که سال ۵۲  اولین بار درجشن هنر شیراز به اجرا درآمد،متنی که با وجود سالیان بوی کهنگی نمی دهد چرا که مردم پایین دست جامعه همچنان با زبان کاراکتر های نمایش خلج سخن می گویند و وضعیت همان است که بود. به همبن دلیل جمعه کشی به مدد غنی بودن و اصالت متنش برای مخاطب امروز همچنان جذاب و گیراست.

خلج با موفقیت در ایجاد اتمسفر قهوه خانه و با بهره گیری از شیوه های نمایش ایرانی همچون تعزیه، تجربه های فرمی دیالوگ نویسی و همچنین استفاده از متل های قدیمی در متن و تبدیل آن به فرمی روایی، توانسته اثری اصیل را روی صحنه بیاورد که نه تنها بوی کهنگی نمی دهد بلکه برای مخاطب امروز یادآور اصالتی آشنا است،جمعه کشی همچون صندوقچه ای  در برابر چشمان مخاطب گشوده می شود و گنجینه ای ارزشمند که همگان ارزش و وجود آن را از خاطر برده اند به تماشاگر باز می شناسد.

او با وفادار ماندن به اصل خویش، راوی زندگی و دغدغه های طبقه پایین دست جامعه و پایمال شدن حق است، نمایش صحنه زندگی و مناسبات این مردم است، در لحظاتی نمایش، محل  جدال طبقه پایین جامعه با کارفرما و نماد قدرت نیز می گردد، آنچه بیش از پیش بر آن تاکید می شود رویاپردازی انسان معاصر برای مقابله با زور و استثمار است که گویی دوری باطل است که هیچ گاه به کنشی موثر و مفید تبدیل نمی شود در تمامی نمایش بارها هم آوایی بازیگران را شاهد هستیم که علاوه بر تاثیر گذاری در فضا سازی اثر، گویی تاکیدی بر تکرار، روزمرگی، بطالت و همچنین خلاصه ای از وضعیت موجود در نمایش است.

از دیگر نکات مثبت نمایش می توان به بازی های خوب بازیگران نمایش اشاره کرد، که علاوه بر بیان مناسب با گرما بخشیدن به بازی خود در جهت همراه ساختن تماشاگر می کوشند.

حضور دوباره خلج با جمعه کشی روی صحنه تئاتر،می تواند یادآور دو نکته باشد اول آنکه تماشاگر هنگام رویارویی با نمایش، خاطرات مدفون شده ای را که از نمایش ایرانی در خاطر دارد بازمی یابد و مسئله دیگر آنکه مواجهه تماشاگر با اسماعیل خلج در قامت کارگردان، نمایشنامه نویس، بازیگر که از شمایل مهم و تاثیر گذار در نمایش ایرانی به حساب می آید، توانایی های خلج را برای تماشاگر امروز بیش از پیش آشکار می سازد.

خلج در این نمایش نیز همچون غالب نمایشنامه هایش به قهوه خانه به عنوان محل جمع شدن مطرودان و فرودستان جامعه می نگرد که با مناسبات گفتاری خاص و عامیانه  خود از یاس ها و امیدهایشان سخن می گویند.

جمعه کشی از ادعا و حرفی می گوید که هیچ گاه به کنش تبدیل نمی شود،در طول نمایش شاهد چیرگی رخوت و روزمرگی بر شخصیت ها هستیم ، روز مرگی ای که سبب می شود یک روز جمعه همچون یک سال ملال آور طول می کشد و حاصلش چیزی نباشد جز عدم کنش و رخوت، با حضور آقای احمدی گویی آدم های شهر که دنبال هم صحبتی می گردند اما توان یافتن  آن را ندارند، باب درد دلشان برای مدتی باز می شود، اما در پایان احمدی که خود به امید یافتن گمشده ای به شهر آمده، با دیدن رخوت شهر و نیافتن گمشده،ناامید بار سفر می بندد. او اما آخرین بار پایان شب را در گرو تکان خوردن می داند، نمایشنامه ای که سی و اندی سال پیش به نگارش درآمده است و هنوز مردم آن را راوی حکایت خود می دانند، جمعه کشی با بهره گیری از اصالت خویش که چون دری در طول نمایش می درخشد و بدون اطناب بیهوده در روایت، تماشاگر را با رنج انسان معاصر برای رهایی از رخوت که چون پیله ای آدمی را در خود گرفتار کرده است همراه می سازد و نهایتا تجربه ای ارزشمند را برای تماشاگر به ارمغان می آورد.

فرزام قدیری نیا

گروه نقد هنرنت

برچسب ها

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن