برگزیدهنقد تئاترنمایش

“کمدی قدرت” نوشته ای بر نمایش گریز از مرکز به کارگردانی احسان اکبرنژاد/ منتقد هنرنت: دکتر فاطمه درخشان

می توان گفت، نقطه قوت نمایش گریز از مرکز، شوخی های کلامی درست و به جا و گاه تا اندازه ای اسلپ استیک های جزئی ست که از هر گونه الفاظ، عبارات و یا کنایه های غیراخلاقی خود را دور کرده و تلاش می کند که از تماشاگر به وسیله موقعیت ها و شوخی های کلامیِ مناسب، خنده بگیرد.

گریز از مرکز روایت چند خلافکار حرفه ای است که در تیمارستانی دور هم جمع شده اند تا با تظاهر به دیوانگی، به خواسته جریانی قدرتمند و بانفوذ دست به انجام کاری بزنند که ممکن است حیات کثیری از انسان ها و یا حتی بشریت را به خطر بیاندازد. اما از این موضوع غافل اند؛ موضوعی که تاریخ آن را اثبات کرده است، دست قدرت همیشه آلوده به جان و شرف انسان ها بوده و هست و دائم از آن سواستفاده کرده، حال خودِ آنان قربانی این سرشت سیاه قدرت شده اند.

جریان اصلی نمایش، بر اساس چنین روایتی، در قالبی کمدی و فانتزی پیش می رود، اما جریان غالبی نیست، چرا که دیالوگ ها دارای درون مایه طنز می باشند و مخاطب را در لحظه با خود پیش میبرد تا جایی که ممکن است مخاطب دریافتی از جریان اصلی نداشته باشد.

غالب بودن موقعیت ها، دیالوگ ها و به طور کلی جریان طنز و کمدی نمایش، تنها مخاطبان عادی و به عبارتی مخاطب عامه تئاتر را با خود همراه می کند. به بیانی دیگر، درون مایه کمدی آنقدر بر نمایش غالب است که درون مایه رئال آن به کلی نادیده گرفته شده و کمرنگ به نظر می آید. در حالی که مخاطبان خاصِ تئاتر، از نمایش کمدی انتظار خلقِ فضای شادی آور توأم با خنده، تفکر برانگیز و اصلاح گری را انتظار دارند.

بر این اساس می توان گفت، نقطه قوت نمایش گریز از مرکز، شوخی های کلامی درست و به جا و گاه تا اندازه ای اسلپ استیک های جزئی ست که از هر گونه الفاظ، عبارات و یا کنایه های غیراخلاقی خود را دور کرده و تلاش می کند که از تماشاگر به وسیله موقعیت ها و شوخی های کلامیِ مناسب، خنده بگیرد. این اتفاق به وسیله بازی های خوب، مسلط و درست بازیگران نیز تقویت شده است.

خلق موقعیت ها و اتفاقات در فضای تیمارستان و شخصیت هایی که خود را به دیوانگی زده اند، نمایش را جذاب و مخاطب را آماده و در انتظار صحنه های طنزآمیز می کند. در دیالوگ های کاراکترهایی که به ظاهر دیوانه اند، شوخی با موضوعاتی دیده می شود که خالی از محتوا نیست. شوخی با برجسته گان علمی و تاریخی و برخی قوانین علمی، که به نظر می آید نام نمایش نیز معرف این موضوع است، نیروی گریز از مرکز که همان فرار از جاذبه است و از سویی نیرویی است که در سانتریفوژها مورد استفاده قرار می گیرد.

دکور و طراحی صحنه نمایش شامل یک دیوار سفید که بیماران روی آن نقاشی کشیده اند و چند چهارپایه است که نشان از سادگی آن دارد. می توان گفت که امروزه این شکل از طراحی صحنه و یا به طور کلی طراحی میزانسن جزو ویژگی اکثر نمایش هایی ست  که در تماشاخانه های تهران به اجرا می رود و شاید مهمترین علت آن کم هزینه بودن یا فضای نامناسب برخی تماشاخانه ها باشد. با این حال به نظر می رسد در نمایش گریز از مرکز تکیه اصلی بیشتر بر دیالوگ ها و پرسوناژها و موقعیت های طنزآمیز است، هر چند که کیفیت صحنه بر چگونگی آنها نیز می تواند تاثیرگذار باشد.

با وجود نقاط قوت  و ضعف ذکر شده برای نمایش گریز از مرکز، باید به این موضوع توجه کرد که هر چند مخاطبان خاص تئاتر انتظاراتی خاص از یک نمایش و به طور کلی ویژگی های آن دارند، اما باید گفت که، در چنین شرایطی که انواع گزینه های مختلف برای گذران اوقات فراغت وجود دارد؛ با این حال گروهی دیدن یک نمایش را به هر انتخاب دیگری که می تواند تنها با هدف وقت گذرانی و مصرف بدون محتوا باشد، ترجیح داده اند. بنابراین وجود سلایق و ذائقه های مختلف مخاطبین محتمل است.

از طرفی هر چند یک نمایش متناسب با قواعد و اصول استانداردِ حرفه ای یکسانی تولید می شود، اما با این وجود، حاصلِ ایده و چارچوب فکری تولیدکنندگان آن است که می تواند منحصر به فرد باشد و مورد پسند گروهی با ذائقه ای خاص قرار بگیرد و یا مخالفانی داشته باشد.

بنابراین نمی توان از این موضوع غافل شد که، وجود نمایش هایی به قاعده با درون مایه غالب طنز، ژانری است که فضای تئاتر به آن نیاز دارد و مورد انتخاب برخی مخاطبین قرار می گیرد.

فاطمه درخشان

گروه نقد هنرنت

برچسب ها

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن