برگزیدهنقد تئاترنمایش

«گریز از واقعیت» نوشته ای بر نمایش نیمه تاریک ماه به کارگردانی داود بنی اردلان/ منتقدهنرنت: دکتر فاطمه درخشان

آنچه که در صحنه پایانی نمایش که به درستی و دقت نیز به آن پرداخته شده و می تواند ذهن مخاطب را به خود مشغول کند این است که آیا حاضریم جراحت آگاهی از حقیقت را به جان بخریم یا ترجیح می دهیم با اطلاع از سرخوردگی هایمان، در غفلت زندگی کنیم؟ و همین امر می تواند به تنهایی نقطه قوت کار باشد.

آیا تاکنون به این موضوع توجه کرده اید که هر گاه به ماه نگاه می کنید، تصویر مشابهی از آن را می بینید؟ چه با دوربین ساده، یا با دوربین تلسکوپی و یا حتی چشم مسلح یا غیرمسلح به ماه می نگرید، همواره منظره یکسانی دیده می شود. اما نیمه تاریک ماه، آن بخشی است که ما نمی توانیم آن را ببینیم و این تصور وجود دارد که نیمه تاریکِ آن، فضایی سرد، تاریک و مبهم دارد. به همین دلیل است که برای توصیف هر وضعیت مبهم و ناشناخته، از اصطلاح نیمه تاریک ماه استفاده می شود.

عنوان نمایش «نیمه تاریک ماه» که اقتباسی از فیلم ایتالیایی «غریبه های تمام عیار» است، به نظر می آید قصد در انتقال چنین معنایی بر اساس بخشی از واقعیت زندگی دارد. روایت نیمه تاریک ماه، به گونه ای رئال، دادگاهی را به تصویر می کشد که با اتفاقات ساده، جزئی و خنده‌دار شروع می‌شود و در ادامه به افشاگری‌های دردناک و آزاردهنده‌ می‌انجامد.

اتفاقی که در این نمایش افتاده این است که، در مشخصات آن نام نویسنده ای نوشته نشده و در توضیحات آمده که نمایش اقتباسی از یک فیلم است. با وجود معانی مختلفی که از اقتباس وجود دارد -الهام گرفتن از یک اثر، ترجمه، انطباق با شرایط فرهنگی، زمانی و مکانی و گاهی به جای دراماتورژی- انتظار می رود که ردپایی از خالق اثر یا سازندگان نمایش به چشم بخورد. شاید از دید مخاطبینی که فیلم را دیده اند، نمایش نیمه تاریک ماه، کپی کاملی از فیلم ایتالیایی آن باشد.

بر اساس نظریه های اقتباس تئاتری، مخاطب در بازنویسی یک اثر فرهنگی، برای انطباق با موقعیت حاضر ممکن است احساس آزادی یا اجبار کند. در اقتباس های تئاتری متن را می توان به هر روش و اندازه ای تغییر داد. در هم آمیختن دیالوگ ها با جملات دیگر که می تواند حتی در تمرینات توسط بازیگران کامل شود. در اقتباس ممکن است چگونگی به صحنه آوردن نمایش، معنای اثر را تغییر دهد. اما هیچکدام از این موارد در نمایش نیمه تاریک ماه به چشم نمیخورد. هر چند که مخاطب حرفه ای تئاتر، همیشه از یک نمایش و خالق آن انتظار به کارگیری خلاقیت و دوری از کپی برداری دارد، اما به نظر می آید که برحسب اینکه در چه سطحی نویسنده یا کارگردان متن اصلی را دست کاری می کند، اقتباس نیز متفاوت می شود و در این کار مخاطب تنها با یک ترجمه مواجه است و قصه یک فیلم را در صحنه تئاتر تماشا می کند. شاید بتوان گفت که برخی محدودیت ها و سانسورها در شرایط فرهنگی کنونی جامعه، خود نوعی اقتباس باشد.

اما آنچه که کلیت یک نمایش را جذاب و مهم میکند، انتقال معانی و فهم آن است تا ارائه توهم دقیقی از واقعیت. هدف تئاتر آن است که تماشاگر را در موقعیت بهتری برای فهم جهان پیرامونش قرار دهد، جهانی که از دید برشت و بارت، اجتماعی و تغییر پذیر است. مانند نسخه ایتالیایی نمایش، نمادی که بارها به آن رجوع می شود ماه گرفتگی است. شبی که کاراکترهای داستان دور هم جمع می شوند. زندگی هر کدام از آنها به قسمت روشن ماه می ماند اما در طول جریان قصه، با پرده برداشتن از رازها سایه واقعیت روی شان می افتد. آنچه که در صحنه پایانی نمایش که به درستی و دقت نیز به آن پرداخته شده و می تواند ذهن مخاطب را به خود مشغول کند این است که آیا حاضریم جراحت آگاهی از حقیقت را به جان بخریم یا ترجیح می دهیم با اطلاع از سرخوردگی هایمان، در غفلت زندگی کنیم؟ و همین امر می تواند به تنهایی نقطه قوت کار باشد.

نیمه تاریک ماه، نمایشِ پردیالوگی است که سعی دارد مخاطب را به وسیله دیالوگ ها، بر کاراکترها متمرکز سازد، بنابراین اکت های بازیگران بیش از هر المان دیگری می تواند مهم باشد، هر چند جریان قصه پرکشش است، ولی بازیِ تاثیرگذاری از برخی بازیگران ِنمایش به چشم نمی خورد و چنین انتظاری برآورده نمی شود. میزانسن نیز شامل بخش‌های تکراری میز شام، آشپزخانه و تراس است و کاراکترها بین همین چند فضا تردد می‌کنند و قصه را پیش می‌برند. استفاده از فرم ویژوئالی و پخش زنده نمایش بر روی پرده نمایش در بک گراند صحنه کار جالب و خلاقانه ای است که بنظر می آید به خاطر شرایط سالن و جایگاه تماشاگران برای پی بردن به جزئیات اکت بازیگران انجام شده است. اما شاید اگر نمایش در تالار دیگری که امکانات نور و صدایی بهتری داشت اجرا می شد، به کیفیت نمایش می افزود.

فاطمه درخشان

گروه نقدهنرنت

برچسب ها

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن