برگزیدهنقد تئاترنمایش

“روایت ساده یک قاب اجتماعی” نوشته ای بر نمایش سه کیلو ۲۵۰ گرم به کارگردانی محسن نجارحسینی/ منتقدهنرنت: دکترفاطمه درخشان

داستانِ نمایش روایتی سطحی از روابط و مناسبات اعضای خانواده ای است که به دلیل مشکلات اقتصادی با هم درگیر و دچار چالش می شوند و پرده از یکسری حقایق برداشته می شود که همه حول موضوع اصلی یعنی تنگدستی و مشکلات اقتصادی شکل گرفته است.

نمایش «سه کیلو ۲۵۰ گرم» روایتی رئال از موضوعات اجتماعی دارد که بیان کننده شخصیت های مختلفی است که همه یک اشتراک دارند و آن تعلق به طبقه پایین جامعه که با مشکلات اقتصادی و پیامدهای اجتماعی آن دست و پنجه نرم می کنند.

داستان نمایش روایتی سطحی از روابط و مناسبات اعضای خانواده ای است که به دلیل مشکلات اقتصادی با هم درگیر و دچار چالش می شوند و پرده از یکسری حقایق برداشته می شود که همه حول موضوع اصلی یعنی تنگدستی و مشکلات اقتصادی شکل گرفته است.

در واقع تلاش می شود که بسیاری از معضلات اجتماعی نظیر فقر، بیکاری، اعتیاد، قاچاق، فاصله طبقاتی و حتی جنگ و خشونت در داستان به تصویر کشیده شود و  شخصیت های مختلفی توصیف شود اما به لحاظ روانشناختی و اجتماعی، پرداخت عمیقی به چشم نمی خورد.

سه کیلو ۲۵۰ گرم، در لوکیشنی ثابت و یکنواخت  به اجرا در می آید که هیچ صحنه ای تغییر نمی کند و نورپردازی در آن وجود ندارد، اما دکور ساده و استفاده از المان هایی که جذابیت های بصری آن را دو چندان نموده است بازگو کننده  لحظات  تلخ و شیرینی است که داستان بر آن سوار است.

با این وجود، آنچه که بیش از هر چیز موجب می شود که گاهی روایت ساده و سطحی داستان در حین اجرا از یاد برود، بازی نزدیک به واقع و خوب بازیگران به ویژه آقای محمد نادری است. استفاده از بازیگر افغان در نقش شخصیت افغانستانی و بازی قابل تحسین وی و روایت زندگی اش در کنار شخصیت های دیگر داستان از نقاط قوت این کار است چرا که این شخصیت مانند شخصیت های دیگر داستان هم در موقعیت های طنز و کمدی و هم در موقعیت های غم انگیز حضور دارد و نشانی از تمسخر و یا تضعیف ملیتی دیده نمی شود.

سادگی داستان، چند لایه نبودن آن و یا تکراری بودن موضوع به راحتی بیننده معمولی را با خود همراه کرده و او را جز همذات پنداری، شاد و غمگین شدن با شخصیت ها، وادار به اندیشه و تامل بیشتر نمی کند. مخاطب با داستانی تکراری روبرو می شود که مانند بسیاری از قصه پردازی ها دارای شروع، نقطه اوج و پایانی قابل تصور است که تنها بازی واقعی بازیگران آن را جذاب و قابل تماشا می کند.

و همین روایت خطی، ساده و تک لایه بودن داستان ممکن است که رضایت مخاطب عامه را بیش از مخاطبان غیرعامه و حرفه ای تئاتر جلب کند و بر این اساس این نمایش جزو لیست علاقه مندی های تئاتربین ها نباشد. چرا که تماشاگر حرفه ای، علاقه دارد که با روایتی چند لایه روبرو شود تا با تامل بیشتر و رمزگشایی بتواند به لایه های پنهان و زیرین آن دست یابد.

فاطمه درخشان

گروه نقد هنرنت

برچسب ها

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن