برگزیدهنقد تئاترنمایش

“پرسه در تنگنای محبس تاریکی” نوشته ای بر نمایش فرشته تاریخ به کارگردانی محمد رضایی راد/ تئاتر شهر – منتقد هنرنت: فرزام قدیری نیا

نزد بنیامین، تاریخ نه مجموعه روایت ها بلکه انبوهی از تصاویر است ، تصاویری گذرا و فرٍٍٍٍّار که فقط در "اکنون شناخت پذیرشان" به چنگ می آیند.در نتیجه بنیامین به خاطره هایی که در خیابان یک طرفه پیرنه به سوی او سرازیر می شوند، همچون کسی که در یک کشتی شکسته از تیرکی در حال سقوط آویزان شده باشد، چنگ می زند تا شاید دروازه تنگی گشوده شود که مسیحایی بنیامین را از این وضعیت شوم برهاند.

تئاتر اپیک آن طور که برشت می گوید در صدد آن است آنچه را که روی صحنه به نمایش گذاشته شده از هیجان تهی کند تا بدین طریق درام اجتماعی را از بند هیپنوتیزم احساسی برهاند تا اندیشه،درک بهتر درون مایه و برخورد منطقی با اثر را برای مخاطب میسر سازد، بنابراین موقعیت ها در دسترس تماشاگر قرار داده نمی شوند، بلکه با او فاصله دارند.هدف اصلی تئاتر اپیک ایجاد وقفه در کنش است، آنچه به اثر اپیک برای بیگانه سازی موقعیت های زندگی کمک می کند وقفه است و موقعیت ها از طریق وقفه در رویداد ها حاصل می شود.

فرشته تاریخ تازه ترین اثر رضایی راد روایت واپسین شب زندگی والتر بنیامین فیلسوف و نظریه پرداز آلمانی که در یکی از متلاطم ترین دوره های تاریخ می زیسته و اکنون پس از فرار نافرجام از مرز اسپانیا در زندانی در پیرنه در اندیشه این است که نشانه ای از رهایی بیابد.
صحنه آرایی با رویکردی مینیمالیستی و با بهره گیری حداکثر کارکرد از آکساسوارهایی که به چند منظور استفاده می شوند، همچون طناب و میز شطرنج که در نمایش کارکردهای تصویری گوناگون می یابند، توانسته در القای نمایشی بودن اجرا به مخاطب و همچنین به مدد آن ایجاد ژست هایی قابل نقل، موفق عمل کند و در نتیجه بدین طریق از برانگیختن احساسات مخاطب پرهیز کند.
طناب که بخش اعظمی از طراحی صحنه را تشکیل می دهد گویی به مثابه پیوند دهنده والتر به گذشته است که او برای ایجاد وقفه در شبی که می گذراند به آن ها چنگ میزند، طناب هایی آویزان که گاه ابزار همسرایان/ملاحان است و گاه در حکم دری برای ورود به زندان یا اوهام حشیشی دکتر والتر، که با پرسه زدن در گذشته اش می کوشد راهی برای رستگار کردن لحظه اکنون بیابد.
نزد بنیامین، تاریخ نه مجموعه روایت ها بلکه انبوهی از تصاویر است ، تصاویری گذرا و فرار که فقط در “اکنون شناخت پذیرشان” به چنگ می آیند.در نتیجه بنیامین به خاطره هایی که در خیابان یک طرفه پیرنه به سوی او سرازیر می شوند، همچون کسی که در یک کشتی شکسته از تیرکی در حال سقوط آویزان شده باشد، چنگ می زند تا شاید دروازه تنگی گشوده شود که مسیحایی بنیامین را از این وضعیت شوم برهاند.
اولین بار در صحنه شطرنج والتر با برشت، حضور همسرایان را شاهد هستیم، وقتی که برشت از ایده خود برای به کارگیری از همسرایان در جهت روایت داستان می گوید تا از تراژیک شدن کار جلوگیری کنند. پس از رفتن برشت آنها در قامت ملاحان به اوهام دکتر بنیامین ورود پیدا می کنند تا با ایجاد وقفه، بارها لحظه حال را به تعویق درآورند،آنها با سرود ها و حرکات موزون وقفه و در نهایت ژست می آفرینند.
فرشته تاریخ که ابتدا در هیبت کولی ظاهر می گردد گویی از نقاشی پل کله به دنیای اوهام بنیامین حلول می کند تا در قامت پیوند دهنده گذشته و آینده که اکنون می باشد ظاهر گردد
بنیامین که خود گفته بود: ((کسی که از فالگیری جویای آینده می شود ، نادانسته “آگاهی ِقلبی “خود از رویدادهای ِآینده را که هزار بار قطعی تر از پیشگویی هر فالگیری است، نادیده می گیرد . او بیشتر از آن که کنجکاو باشد ،دچار رخوت و خمودگی است)) بنیامین آنجا که سگ/فرشته تاریخ، خود را کولی می نامد و می گوید فال هایی که میگیرد منطبق بر حقیقت است برخلاف باورش به فالگیری تن می دهد تا شاید ریسمانی یابد که او را به امید متصل کند اما دریغ که حتی کولی هم سرنوشت بنیامین را روشن نمی یابد.
شکست انسان از خود و مرگ دردناک روح بشر در نمایش آنجا نمود پیدا می کند که وقتی اوتو از بنیامین می پرسد اگر تو پیروز شده بودی و تو را مجبور می کردند برگه اعدام من را به عنوان شاهد امضا کنی آیا دست به این کار نمی زدی؟
و والتر بعد از بارها طفره رفتن از پاسخ، نهایتا از جواب دادن باز می ماند

در ادامه همسرایان در شمایل بنیامین هایی در دنیاهای موازی سرنوشت زیست آنها در جهان های دیگر را در آخرین شب حیاتش روایت می کنند و وقتی فرشته تاریخ از او می پرسد که این انتخاب بین زندگی و مرگ است و آیا یکی از این بنیامین ها را برمی گزیند تا شاید سرنوشتی دیگر برای آن بنیامین برگزیده رقم بلند،او در پاسخ میگوید: نه این انتخاب سختی نیست این انتخاب بین مرگ و مرگ است،امید بسیار است اما نه برای ما…
چرا که بنیامین در می یابد گویی در پس تیرگی آفتابی نیست که بدان دل خوش کند و جبری سرنوشتش را فرا گرفته که گویی جز سیاهی بر بخت او هیچ پدید نمی آید.

در فرشته تاریخ بیش از آنکه رخدادها به تصویر کشیده شوند تا مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد رخدادها به صورت وقفه هایی در آخرین شب زندگی والتر بنیامین باشد، به شیوه های گوناگون همچون استفاده از شیوه های زبانی، ژست های همسرایان و ویدیووال، برای مخاطب روایت میشود و تا بدین صورت از تمام ظرفیت ها استفاده شود تا مخاطب در مواجهه با اثر به جای تاثیرپذیری حسی بیشتر از اندیشه اش بهره مند گردد.
برشت می گوید: “تاثیر هر جمله از پیش آشکار می شد و انتظار می رفت و انتظار تا زمانی می پایید که جماعت با دقت جمله مان را سنجه می کردند”
در فرشته تاریخ رضایی راد کوشیده در نگارش دیالوگ ها با تکیه بر چنین رویکردی در نمایش وقفه ایجاد کند زیرا که وقفه اساس بیان یک دیالوگ است و نقل آن مستلزم وقفه می باشد اما آنچه نکته ویژه تریست خلق ژست هایی ست که قابلیت بیانگری دارند و هرچه در فرآیند عمل بیشتر وقفه ایجاد کنیم ژست های بیشتری خواهیم داشت.
بازی میلاد رحیمی و حضورش در تمامی دقایق نمایش با استفاده از امروزی کردن ژست های بازی خود، آنچه در بازی اپیک مدنظر است، یعنی ؛ یافتن ژست ها در واقعیت امروز و پرهیز از بسنده کردن به ژست های بومی،به کمک رضایی راد که کوشیده در بستری تاریخی به گونه ای وقایع گذشته را با ژست های امروزی هماهنگ کند، اجرایی به قاعده و چشمگیر به نمایش می گذارد.
اگر روح نمایش را سقراط و فرم آن را اپیک بدانیم میتوان پایان نمایش را پیوندی از این دو دانست آنجا که تاریخ بار دیگر تکرار می شود و این بار بنیامین در عصری دیگر قرص های مورفین را چون جام شوکران سقراط می نوشد و ژست نهایی زندگی که همان مرگ باشد را به خود می گیرد

آنچه دیدن فرشته تاریخ یا هر تئاتر اپیک دیگری را ضرورت می بخشد این است که مخاطبی که به نوعی از تئاتر عادت کرده،در معرض تجربه ای قرار گیرد که پیش از این کمتر با آن مواجه شده، اثری که شکل مواجه مخاطب با آن باید به شکلی دیگر باشد نمایشی که با توالی تابلوها پیش می رود و همه ی بار معنا و لذت روی هر صحنه قرار می گیرد و نه روی کلیت.
اما آنچه بنیامین و پرداختن به آن را برای زمانه ما حیاتی می کند شاید همان یافتن تکه تکه های خود در گذر از تاریخ برای چشم گشودن در تاریکی باشد.
او حالا تنهاست و حالا تاریخ تنها برای او متوقف می شود.

چهارسو/۱۳ تیر ۹۸

منابع:

فهم برشت
والتر بنیامین
ترجمه: نیما عیسی پور و دیگران
درباره زبان و تاریخ
والتر بنیامین
گزینش و ترجمه :مراد فرهاد پور امید مهرگان
مقاله دیدرو،برشت، آیزنشتاین
نوشته :رولان بارت
مترجم: مصطفی اسلامیه
خیابان یک طرفه
والتر بنیامین
برگردان: حمید فرازنده

فرزام قدیری نیا

گروه نقد هنرنت

برچسب ها

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن