برگزیدهنقد تئاترنمایش

” اسطوره مادری” نوشته ای بر نمایش مادر به کارگردانی رضا احمدی / تئاتر مستقل – منتقد هنرنت: فاطمه درخشان

در بسیاری از فرهنگ ها «مادری» ارزش مثبت و نقش تقدیس شده ای دارد و حول این مفهوم که به نوعی بر ساخته یا سازه اجتماعی است، انتظاراتی شکل می گیرد و تعهدات، وظایف و ویژگی هایی تعریف می شود. به طور کلی، تحت نظام پدرسالاری، مادری موقعیتی پر رمز و راز و اسطوره ‌ای تلقی شده و از آنجا که تنها زنان به این جایگاه دست می یابند، از تمامی آنها انتظار می رود مشتاق دستیابی به آن باشند. این در حالی است که زنان در زندگی واقعی، به دشواری می توانند با چنین امیدها و آرزوهایی هماهنگ شوند و نتیجه آن به وجود آمدن شکاف میان تصور مادری و واقعیت آن است.

نمایش مادر، نوشته فلوریان زلر، که این روزها نمایش نامه های متعددی از وی بر روی صحنه تئاتر ایران می رود، نشان از چنین تناقض آشکاری در زندگی زنانی که نقش مادری را به دوش می کشند، دارد. زلر در پیشگفتار کتاب، این داستان را طنزی تلخ دانسته و بیان می کند «مضحکه زندگی، دردی عمیق که از سرشت و نهاد شخصیت اصلی که همزمان اصلی ترین شخصیت زندگی هر بشر است، مادر است، بیرون می ریزد، و چون دردی ناگفتنی است، مضحکه را آرام آرام تبدیل به تراژدی می کند.»

ساختار روایی مبتنی بر تکرار که گاه ذهن بیننده را خسته می کند، این تراژدی را به خوبی توصیف می کند. تکرار صحنه ها و دیالوگ های به ظاهر روان پریشانه شخصیت مادر را که هر لحظه امکان فرو ریختن وی وجود دارد، نشان می دهد. علاوه بر تکرار، هر صحنه با تغییری کوچک در آن ما را با تردید روبرو می کند، تردید درباره اینکه کدام صحنه واقعیت دارد، و این نشان از تزلزل و فروپاشی ذهن مادر دارد، که خود هم درگیر رویا و واقعیت شده است. از طرفی این تکرار نشان از یکنواختی زندگی زن و احساس بیهودگی پس از چند سال تلاش و فداکاری در قبال شوهر و فرزندانش دارد.

شخصیت مادر داستان در مکالمات درونی اش مدام در حال بازنگریِ نقشی است که چندین سال آن را ایفا و تنها، آن را ایفا کرده است و خود را قربانی آن می بیند. این وضعیت بیانگر این است که با اینکه ازدواج و مادری به صورت بالقوه به عنوان فراهم کننده بیشترین رضایت از زندگی برای زنان تلقی می شود، ولی در بردارنده نارضایتی و سرخوردگی نیز هست. به عقیده آن اوکلی جامعه شناسِ فمنیستِ دانشگاه لندن، چنانکه زنان قبل از اینکه مادر شوند، تصویر رمانتیکی از مادری در سر می پرورانند و حتی مایلند تعداد فرزندان بیشتری داشته باشند؛ اما پس از اولین تجربه این مساله تغییر می کند و حتی زمانی که فرزندان بزرگ و مستقل می شوند، دچار تشویش ذهنی و روانی می گردند. نمایش مادر روایتی است از وضعیت بغرنج مادرِ داستان، که وقتی به زندگی خود می نگرد، خود را تنها می یابد در حالی که همه اعضای خانواده به امور مربوط به خود مشغول اند و فقط اوست که خودش را وقف آنها کرده بدون اینکه امروز کسی به او فکر کند.

بازی روان و خوب بازیگران، به ویژه بازی خانم نسرین نصرتی و استفاده از تصاویر پروجکشن متناسب با حالات کاراکتر مادر، رنج، استیصال و تنهایی مادر را به خوبی قابل درک می نماید. مکالمات درونی مکرر مادر در ارتباط با دیگران معرف زبان خاموش و سرکوب احساسات در درون وی است که نمایش را گاهی به ژانر کمدی نزدیک می کند، اما نوعی کمدی تلخ.

در نمایش مادر آنچه در کاراکتر مادر دیده می شود این است که، مادری با زنی شکل می گیرد که دارای قدرت باروری است، زایندگی دارد، تولید می کند، شیر می دهد، مراقبت می کند، ایثار می کند، از خود در میگذرد تا محصولش بزرگ شود اما خود، نامرئی است. نمایش ما را با این واقعیت درگیر می کند که مادری صرفنظر از اثرات مثبتی که در بقا و تداوم نهاد خانواده و جامعه ایفا می کند اثراتی چشمگیر و قابل توجه بر زنان دارد که از چشم ها دور مانده است و به نظر می رسد که عدم توجه به این اثرات ناشی از عدم توجه به وجود مستقل فردی به نام زن می باشد که از او توقع می رود مادر باشد آنهم مادری خوب. عدم حضور یا ضعف مشارکت زنان در حوزه های مختلف که با این امر مرتبط است با اولویت قائل شدن یا اهمیت و قداست دادن به نقش مادری با عنوان «اسطوره مادری» توجیه می شود و زندگی فردی و اجتماعی زنان را تحت تاثیر قرار می دهد.

فاطمه درخشان

گروه نقد هنرنت

برچسب ها

نوشته های مشابه

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن