برگزیدهنقد تئاترنمایش

“تنهایی انسان امروز”، نوشته ای بر نمایش تراس به کارگردانی مسعود کرامتی / منتقد هنرنت: نیلوفر ثانی

تراس، روایت دسته ای از آدم هایی است که هر کدام تنهایی عمیق شان را سالهاست با خود حمل می کنند. و هر کدام راه گریزی را می یابد که نمی تواند از انتخاب آن مطمئن باشد. این بخش مهمی ست که کریر سعی کرده است در متنش به مخاطب برساند و او را از فاجعه ای که در روابط انسانها رسوخ کرده، آگاه سازد.

ژان‌کلود کری‌یر یکی از بزرگترین فیلمنامه‌نویسان معاصری‌ست که آثار بیادماندنی بسیاری از متن‌های او ساخته و کاندید معتبرترین جوایز شده‌است. او به واسطه اینکه همسرش نهال تجدد، ایرانی‌ست، پیوندهای عمیقی با ایران دارد و هرچندسال یکبار به تهران سفر می‌کند و درباره تئاتر با اهالی آن دیدار و به گفتگو می‌نشیند. نمایشنامه‌های ژان کلودکریر نیز درهمان راستای موضوعات فیلمنامه‌هایش یعنی تصویرگری وضعیت بورژوازی و نقد ملال وپوچ‌انگاری‌ست.رئالیستی ابزورد با طنزی تلخ در نوع زندگی کاراکترهایش به چشم می‌خورد که متاثر از هستی وجودی آنان‌ست و تنهایی عمیق، و عدم روابط پایدار بین زوج‌ها را در جهان احاطه شده سرمایه‌داری به تصویر می‌کشد؛ با تمرکز براین اصل که هرچیزی حتی روابط احساسی و عاطفی افراد تحت سلطه جهان قدرت و سرمایه‌داری و اگزیستانسیال فردی، دستخوش دگرگونی و بی هویتی می‌شود چنانکه یک آلفارومئوی قرمز می‌تواند براحتی بر رابطه‎ی چند ساله‌ یک زوج، پیروز شود.

تراس، روایت دسته‌ای از آدم‌هایی‌ست که هرکدام تنهایی عمیق‌شان را سالهاست باخود حمل می‌کنند. و هرکدام راه گریزی را می‌یابد که نمی‌تواند از انتخاب آن مطمئن باشد. این بخش مهمی‌ست که کریر سعی کرده‌است در متنش به مخاطب برساند و او را از فاجعه‌ای که در روابط انسانها رسوخ کرده، آگاه سازد. بی تفاوتی، رخوت، و نبود هرگونه کنش‌های انقلابی، روزمرگی و فروپاشی پیوندها را بدنبال دارد.
از طرفی دیگر،کریر هوشمندانه “تراس” را قسمتی که بیرون از خانه اما متصل به فضایِ خصوصی یک آپارتمان‌ست، جایی فرض می‌گیرد که مفری برای انسانهاست. جایی که حتی مرگ درآن فناپذیری، نیست، بلکه تسلسلی دوارست و رخدادی عجیب. فضایی که از محدوده‌ی درونی و محبوس خانه فراروی کرده و قواعد خودش را دارد تراس نزدیک‎ترین اتصال حریم خصوصی با جهان بیرون‎ست که همچنان از امنیتِ خانه برخوردارست، بدون آنکه نقاط پیوندش را از دست بدهد.. و درعین حال نه تحت سلطه‌ی قواعد داخلی‌ست ونه رها شده در جهان بیرون بدون هیچ اختیاری.. تراس همانجایی‌ست که بدلیل هستی ذاتی اش، افق دید و ارتباطش با جهان بیرون، هویت خودش را دارد و درعین حال به آپارتمان اعتبار وافزایش قیمت می‌دهد.
از سویی تراس، مصداقی برای آدم‌هایی‌ست که برای دوری از وجه تنهایی و ابزورد زندگی ( تداعی فضای داخلی خانه) نیازمند ارتباط‌های بیرونی هستند. ارتباطی که شاید خطرات و سقوط خودش را دارد اما می تواند توام با رهایی باشد. تراس پوسته ی بیرونی آدمهایِ تنهایی‌ست که نیازمند شکستن و بیرون آمدن از لاک انزوایشان هستند هرچند همواره بعنوان محدوده‌ای ناپایدار و موقت باقی می‌ماند.
اجرای متن‌های کریر به ویژه پرداخت درونمایه فلسفی وعمیق آن همراه با طنزی تلخ و جذاب، کاردشواری‌ست که در ورطه ابتذال و شوخی‌های پیش پاافتاده نیفتد.کاراکترها بویژه کلیدی‌ها، درست و جاافتاده پرداخت شوند و قادرباشد شخصیت متن را درکنار طنزی شریف بجاآورد.
تراس مسعود کرامتی، اگرچه تلاشی دراین راستا دارد و باپشتوانه ی سابقه تئاتری کافی ایشان پیش بینی اجرایی درخور می رود، اما دارای نقاط ضعفی‌ست که اگر چند بازی خوب وتسلط صحنه بازیگران حرفه‌ای آنرا حذف کنیم چیزی از آن بن‌مایه باقی نمی‌ماند.دیالوگ‌های مهم و محوری براحتی درفضا پراکنده می‌شود و تپق ها و مکث های متعدد نقاط انفصالی‌ست که ریتم اجرا را تغییر می‌دهد. چنین ضعفی دراین سطح حرفه‌ای قابل اغماض نیست.
امیررضادلاوری که پیشتر نقشی درخشان ازاو دیده‌ایم، دراجرا آنقدر تصنعی‌ست که بارها از کنترل خارج می‌‍شود. تیپی درنیامده، وزنه سنگینی‌ست که اجرا را دچار بی‌تعادلی و لنگی می‌کند.
درنگاه اول شاید به نظر برسد در صحنه، هرچیزی سرجای خودش قرار دارد، از دکور و گریم و لباس و بازیگران حرفه‌ای تا متنی که طنز وجذابیت دارد، اما آنچه غایب‌ست،”حضوری تئاتری”ست یعنی انسجام عناصر حاضر در صحنه که بتواند در راستای درونمایه اصلی نمایش دریک جهت واحد حرکت کند، تا نتیجه جهت‌گیری زمانی تئاتر و اثربخشی‌اش با گره در مفاهیم، زمان حال و اکنون را درتصرف خود درآورد. جایی که مخاطب در حین تماشا، مدام درگیر برقراری ارتباط‌ و همذات پنداری‌ست و این اجرا بافاصله از او دور می‌ایستد. هرچند با تمام این موارد، تراس می‎تواند از باب ساعاتی مفرح و سرگرمی برای تماشاگرش لااقل بالاتراز اجراهایی قرار بگیرد که با توسل به شوخی‌های مبتذل، موقعیت خنده می‌سازند.
تراس اگر می‌توانست کمی در تمرین‌های بیشتر، و دقت موشکافانه‌تری در هسته معنایی متن،به پختگی برسد، و از صحنه هایی که طنز نزدیک به هزل دارد، دوری کند، نمونه جذابی از نمایش‌های معاصر فرانسوی‌ست که بیانگر زندگی انسان امروز درمحاصره جهان مدرن است.

نیلوفرثانی
“گروه نقد هنرنت”

برچسب ها

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن