برگزیدهنقد تئاترنمایش

“کاریکاتوری از بزرگان “، نوشته ای بر نمایش مشاهیر به کارگردانی افشین واعظی / منتقد هنرنت: نیلوفر ثانی

مشاهیر کاری از افشین واعظی است که یک متن را با چند گروه اجرایی در دوره‌های زمانی، بر صحنه تماشاخانه ملک آورده است که خود هم نویسنده متن و هم بازیگر ثابت، و البته طراح صحنه نیز هست با چنین شمایلی که نام کارگردان در تعدد بخش‌های تخصصی یک نمایش به چشم می‌خورد، پیش آگهی روشنی از وضعیتِ حضور یک ایده و اندیشه‌ی مسلط در کلیت اجراست.

مشاهیر کاری از افشین واعظی است که یک متن را با چند گروه اجرایی در دوره‌های زمانی، بر صحنه تماشاخانه ملک آورده است که خود هم نویسنده متن و هم بازیگر ثابت، و البته طراح صحنه نیز هست با چنین شمایلی که نام کارگردان در تعدد بخش‌های تخصصی یک نمایش به چشم می‌خورد، پیش آگهی روشنی از وضعیتِ حضور یک ایده و اندیشه‌ی مسلط در کلیت اجراست. این مسئله اگرچه تازه نیست و بسیاری از کارگردانان دست به چنین افدامی می‌زنند، با این حال ساحت تئاتر را از اجرای حرفه‌ای که نیازمند بهره‌گیری و همگرایی عوامل فنی و متخصص مستقل‌ هر بخش‌ست، دور می‌کند.
از سویی، بهره از یک متن مشخص با گروه‌های متشکل از بازیگران مختلف، اگر قادر باشد هر بار جهانی نو و ایده‌های بکر از  یک اجرا را بیافریند و تا جای ممکن فضای تجربی و دیالکتیکی برقرار کند، می‌تواند مورد تأمل و توجه باشد؛ اما اگر تنها قرار باشد به جهت بازی دادن تعداد بیشتری از علاقمندان به بازیگری، و حضورشان بر صحنه عمومی در جهت تجربه و آزمون باشد، اثری بیرونی و موثر چندانی برای مخاطب ندارد چه بسا ملاک مقایسه و نقد را هم دچار اعوجاجی می‌کند که اساسا از کارکرد خود خارج است، و  بسته به اینکه مخاطبی شانس دیدن کدام گروه و اجرا را داشته باشد، کیفیت متغیری نیز دریافت خواهد کرد؛ که حتی با دیگر مخاطبان، قادر به اشتراک تجربه‌اش جز در متن و کارگردانی، نیست.

این روش برای گروه‌هایی که اغلب تجربه نخست‌شان بر صحنه است نیز، چندان کارکرد معناداری ندارد، چرا که بعد از چند شب اجرا و نزدیک‌شدن به اتمسفر صحنه و نمایش، می‌بایست جا را به گروه بعدی وا گذار کند و عملا آن تجربه‌ای که نقاط ضعف و قوتش را نمایان کند، نصف‌و نیمه میسر می‌شود. بنابراین آنچه می‌توان در وهله اول از مواجهه با این دست نمایش‌ها برداشت کرد، تنها نوعی تجربه جمعی و نمایشی و نوعی جذب مخاطب‌ست که بیش از هر چیز، برای بازیگران، دوستان و خانواده‌های آنان با حضور پررنگ در سالن و سبدهای گل، می‌تواند مورد استقبال باشد .

متن مشاهیر، گردهمایی و گفتگوی ۹ شخصیت تاریخی به میزبانی فردی به نام استاد است که از فیگور و جایگیری صحنه‌ی اول او در وان حمام، تداعیِ ژان پل مارا، انقلابی فرانسوی برداشت می‌شود که بدلیل بیماری پوستی اغلب متن‌ها و نامه‌هایش را در وان حمام می‌نوشت. اگرچه در اجرا به چنین شخصیتی اشاره نمی‌شود.
متن رویارویی اندیشه‌ها و اعمال شخصیت‌ها در طول زندگی‌شان و تلاقی آنها با عقاید دیگر حاضران است و به نظر می‌رسد قرار است تماشاگر با آشنایی از این عقاید، و دفاعیاتِ آنان، بتواند برداشت و قضاوتِ خود را داشته و دستاوردی از اجرا همراه ببرد . قصد نویسنده متن برای ایجاد چنین فضایی از اندیشه و دیالوگ اگرچه جذاب و ارزشمند است و حتی می‌توان به دغدغه‌ی چالش برانگیز این مشاهیر که گاها در تضاد نیز هستند، پی برد اما آنچه این دغدغه را ناقص و این فضای گفت و شنود را از درج اعتبار ساقط و وزنی کم عمق به آن می‌بخشد، نوع پرداختی است که در زمان ۷۰ دقیقه نه قادر است و نه امکانش وجود دارد که به نتیجه‌ای حداقلی از این روشنگری و تبادل عقاید برسد. هر کدام از این مشاهیر، با تبدیل به یک تیتر از مهمترین و گاها پیش پا افتاده‌ترین نظرات و خصوصیات شخصیتی‌شان، بیش از آنکه نماینده هویت‌های واقعی باشند، کاریکاتورهای آنان هستند. حتی اگر مانند فیگور شام آخر دور میزی نشسته و گفتگو کنند.. خیامی که تنها چند بیت شعر می‌خواند، بتهون در  نسخه‌ای مضحک‌شده ، موکدا کری‌اش را پیش می‌کشد و با فریدا کل کل می‌کند، و مرلین مونرویی که چیزی برای گفتن ندارد فقط وسط ماجرا، گاهی خودنمایی می‌کند.
چرایی انتخاب این مشاهیر از میان هزاران فرد تاثیرگذار در تاریخ، و قرار دادنشان کنار یکدیگر، و آنهم اینگونه پر تعداد روشن نیست هر چند اگر مناسباتی میان آنان هم باشد، در نوع پرداخت نویسنده در متن، درنیامده و انسجام یکدستی ندارد. و با کاشت نابجا و نامتناسب طنز در نقاط مختلف متن، عملا همه چی تبدیل به شوخی و سبُکی می‌شود که حتی آن نگاهِ روانکاوانه و نقادانه‌ی نویسنده را نیز در این حجم از کمدی نچسب، گم و مخدوش می‌کند. و این نظریه را که انتخاب و حضور این تعداد شخصیت تاریخی که حضور فیزیکی‌شان بیشتر به چشم می‌آید تا بازتاب اندیشه‌هایشان، برای بازی دادن افراد بیشتری به عنوان بازیگر بوده است، قوت می‌بخشد.
تمام این موارد نشان می‌دهد که آنچه بر صحنه از نمایش مشاهیر،شاهد هستیم، اجرایی سرهم‌بندی شده و صرفا سرگرم کننده است که با وجود آنکه ژستِ مناظره‌ای پرمغز می‌گیرد، اما بیشتر “سخنان ناب” و “گزیده‌گویی‌هایی”ست که با چاشنی لودگی، کاریکاتوری از بزرگان ترسیم می‌کند و با سرچ کوچکی در اینترنت می‌توان به آن‌ها دست پیدا کرد و اگر مونولوگ شروع اجرا را از آن حذف کنیم که البته در هجمه بلند و ناهماهنگ صدای موزیک پخش‌شده عملا به وضوح قابل شنیدن نیست؛ مورد مهم و قابل تأملی ندارد و جنجالِ مناظره‌ای میان نمایندگان علم و دین و یا رقص نورها و موزیک رپ هم در میانه‌ی اجرا، نه حرف تازه‌ای دارد و نه وجه انتقادی را غالب می‌کند. جذابیت موجود تنها همین احضار چند شخصیت تاریخی‌ست که در تقابل و ارتباط با همدیگر جمع شده‌اند و خوشمزگی می‌کنند و در این میان دیالوگی‌هایی هم برقرار می‌شود.
در بخش بازیگری هم افت‌و خیز بسیار است و راضی‌کننده نیست. زمانی می‌توان بازیگری را متبحر و کار درست بر صحنه دید که توانسته باشد فاصله میان نقش و خودش را به حداقلی برساند که برای تماشاگر، نقش بازی‌کردن به چشم نیاید و باورکردنی باشد و نه آنکه مدام متوجه فیگورها، اداها، و اکت‌هایی باشد که لاجرم بازیگر را به نقشش بچسباند. این نتیجه باعث می‌شود بازیگر نتواند با ویژگی‌های درونی نقش آنچنان که باید درگیر شود، و بدنبالِ آن کلیت اجرا از یکدستی و انسجام با سایر عناصر و متن، خارج شده و در سطح باقی می‌ماند.
هر چند مشاهیر با همان ویژگی دوره‌ای با تعدد گروه‌های بازیگری، این پیش فرض را ایجاد کرده که نمایشی تجربه آموز و انگیزشی‌ست، با این حال باز هم در مواردی که اشاره شد به ویژه متن و ظرفیت‌های لازم برای این کانسپت، دارای نقص‌هایی‌ست که نیازمند تغییراتی بنیادی‌ست تا به یک اجرای حرفه‌ای تبدیل شود و جز آن نمونه‌ای جهت ساعتی سرگرمی و مخاطبانی‎‌ست که سختگیری چندانی نسبت به آنچه بر صحنه می‌بینند و دریافت می‌کنند، ندارند.

نیلوفرثانی
گروه نقد هنرنت
۲۴تیر ۱۴۰۰

 

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا