برگزیدهنقد تئاترنمایش

“هیأتی نابسنده” نوشته ای بر نمایش فرمالیته به کارگردانی علی صفری/ منتقد هنرنت: نیلوفر ثانی

بدلیل آنکه متن پیرنگ محکمی ندارد اجراهم نمی‌تواند به پرداختی مناسب ختم شود، و آنچه بر صحنه قابل دریافت‌ست هیأتی نابسنده‌ست که نه حظ بصری می‌سازد و نه لذت اجرایی و مفهومی ویژه‌ای تولید می‌کند. و آنچه برای مخاطب فرمالیته باقی می‌ماند، سرگردانی بین یک سری وقایعِ نمایشی‌ست که ربط و روایتِ مشخصی ارائه نمی‌دهد.

فرمالیته داستان سورئالی‌ست که می‌خواهد اشل کوچکی از جوامعِ سلسسله مراتبی و حکومت‌های فرمایشی و دیکتاتوری را به صحنه بیاورد. جوامعی که در آنها قشرهای فرودست‌تر همواره در مجیزگویی و تحت سلطه‌بودن نظام حاکم بردگی می‌کند و منتظر فرمانی از سویِ مقامات بالاست و بی‌اراده و مسخ‌شده، قادر به گذران امور جاری خود نیست. و درگیر قوانینی‌ست که حتی نامعقول بودنش را به پرسش نمی‌گیرد و تنها به حکم قانون، مطیع‌ست. عاقبت نیز دراین مسیر هویت و موجودبودن خود را از دست می‌دهد و براحتی با ترفندهای قدرت، حذف می‌شود. سلسله مراتبی که همواره، یکی بالادست‌تر وجود دارد و این زنجیره تا جایی که هر حاکمی در معرضِ سقوط باشد، پیش می‌رود.

آنچه دراین خلاصه آمد نهایتِ دریافت نگارنده از موضوع فرمالیته است که بسیار مخدوش، نامنسجم، با زوائد بسیاری‌ست که اساسا ربط و خط سیر داستان را درهم می‌ریزد و ذهن را از دریافت‌های مشخص، منحرف می‌کند.

فرمالیته دچار ضعف‌های بسیاری‌ست چه در نوع بازی‌ها، صحنه، میزانس و گریم‌هایی که در آماتوری‌ترین شکل ممکن اجرا شده است، وچه در متن که نهایتا هم روشن نمی‌شود قرارست چه چیزی را ارائه دهد. گروه ۹نفره‌ی مورد نظر به دنبال چه چیزی هستند، و چرا در نهایت هرکدام در معرض بازجویی و اتهام  قرار می‌گیرند‌ که دست آخر تنها یک نفر باید برای جایگزین،حذف شود.
روند معناو مفهومی فرمالیته بدنبال چه چیزی‌ست و می‌خواهد کدام مسئله‌ی مهم روز و یا قابل بحث را به صحنه بیاورد تا اندکی تعمق و یا امکان و تجربه‌ی متفاوت‌تری برای مخاطب بسازد؟

کاراکترهای متن بجز اسامی کلی مانند کشاورز، شکارچی، دکتر و ستاره شناس و غیره، هیچ همبستگی و دلالت معنایی با نامشان ندارند و وجه تمایزی برای انتخاب آنان بجز اشاره به اقشارمختلف ندارد. معلمی که تبعید می‎شود به نگهبانی و کارگری که دست آخر در بازی فرمالیته‌ی سران قدرت، حذف می‌شود.

بدلیل آنکه متن پیرنگ محکمی ندارد اجراهم نمی‌تواند به پرداختی مناسب ختم شود، و آنچه بر صحنه قابل دریافت‌ست هیأتی نابسنده‌ست که نه حظ بصری می‌سازد و نه لذت اجرایی و مفهومی ویژه‌ای تولید می‌کند. و آنچه برای مخاطب فرمالیته باقی می‌ماند، سرگردانی بین یک سری وقایعِ نمایشی‌ست که ربط و روایتِ مشخصی ارائه نمی‌دهد.
فرمالیته برای کارگردانی که “کرونوس ” را با المانهای حرفه‌ای و متنی درخور در کارنامه‌اش دارد ، نقطه‌ی افول و ناامیدکننده‌ای‌ست که چرایی چنین اجرای پرنقص، درهم و فروپاشیده‌ای را در ذهن مخاطب و طرفداران کرونوس پررنگ می‌کند.

نیلوفرثانی
گروه نقد هنرنت

برچسب ها

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن