برگزیدهنقد تئاترنمایش

“همه چیز جدی است!” نوشته ای بر نمایش هیچ چیز جدی نیست به کارگردانی دکتر مسعود دلخواه/ منتقد هنرنت: آریو راقب کیانی

روایت ساختارگرای نمایش "چهره مرد هنرمند در جوانی" به هنر کلامی نهیب می زند و چهره هنر خود را در بی‌صدایی فریاد های حبس شده استیون در گلویش نمایان می‌کند.

دکتر مسعود دلخواه در سال های اخیر با به روی صحنه بردن نمایش هایی چون “شاه لیر”، “بیگانه” و “مفیستو” نشان داده است که نگاهش همسو به تئاتر و متون کلاسیک و فضا سازی های همراستا با آن است. اما اجرایی که هم اینک از ایشان در سالن استاد سمندریان مجموعه ایرانشهر روی صحنه رفته است، با لحن همیشگی مسعود دلخواه متفاوت است. نمایش “هیچ چیز جدی نیست” که شامل چند نمایشنامه کوتاه دراماتورژی شده از رچ اورلاف است در حالی انتخاب مسعود دلخواه برای اجرا شده است که شاید از منظری عامه پسند تر از کارهای قبلی ایشان بوده است. نمایشی که با چاشنی طنز اجتماعی در حال نهیب زدن به شرایط گروه های تئاتری‌ست که مشغول تمرین و روی صحنه بردن نمایشی هستند.

متن های کوتاه و دراماتورژی شده رچ اورلاف در این اثر که به صورت یکپارچه در آمده اند، روابط انسانی را به شکلی جدی و فیلسوفانه به استهزاء میگیرد. هر یک از شخصیت های حاضر در این نمایش دارای عقده های روانی متفاوتی هستند که شاید منشاء همه این تکانه های روحی به عقده حقارتشان بر میگردد. این عقده ها که به گره های ذهنی کارکترها باز میگردد عاملی میشود که گروه نمایشی چه در منصب کارگردان، چه در منصب بازیگران، چه در مقام دراماتورژ، منشی صحنه و مدیر صحنه از عدم ارضای نیاز روحی شان دچار عقده های گوناگونی همچون پرومته (میل به داشتن قدرت)، خودنمایی (میل به دیده شدن)، تخریب (بی اعتبار ساختن دیگران) ، خودشیفتگی و طرد دهانی گردند.

دنیای تئاتریکال ” هیچ چیز جدی نیست” می خواهد با مخاطب خود از مصائب دنیای نمایش و بازیگری درد دل نماید. از سویی مدیر صحنه ای که هیچ گاه در جمع گروه نمایشی و حین تمرینات به حساب نمی آید و از سوی دیگر دراماتورژی که غالبا منزلتی فراتر از کارگردان به خود می گیرد، به شکل کنایه آمیز دو قطبی ای از انسانیت را رقم می زنند که جماعت تئاتری نیز نگاه تبعیض آمیز خود را بر آن در پروسه تولید یک کار هنری حفظ کرده اند. گویی همه چیز از جمله روابط و رفتارهای فردی در تمرین این گروه، از پیش چیده شده است ولی خروجی کاری که جدی گرفته نشده است به صورت دلهره آوری بداهه‌ای عاری از خلاقیت و بی سر و ته میگردد.

” هیچ چیز جدی نیست” در ظاهر می خواهد بر علیه تئاتر شورش نماید، اما رادیکال شدنش بیشتر نمایشی می ماند. در نتیجه نمی تواند با مانیفست هایی که صرفا به قصد تمسخر و به طور مدام می پراکند، به اهداف خود برسد. این نمایش با اینکه می خواهد در برابر مولفان دروغین این عرصه که قصد خلق تئاتر پست مدرن (لیدی مکبث از نگاه اتللو) دارند قد علم کند، حمله خشن آن به تئاترهای مدعی به یک آئین گردهمایی مبدل میشود و صدای ستیزجویانه اش را نمی تواند بلندتر از محیط سالن سمندریان کند. بنابراین “هیچ چیز جدی نیست” هیچ گاه نمیتواند حرف های بومی شده اش را با زبان غیر بومی شده به گوش کسی برساند.

آریو راقب کیانی

گروه نقد هنرنت

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن