برگزیدهنقد تئاترنمایش

نقدی بر نمایش “دوستان” به کارگردانی نادر نادر پور / منتقد هنرنت: آریو راقب کیانی

نمایش “دوستان” همچون نمایشنامه تعارفی با به استهزاء کشیدن مساله دموکراسی ندارد. حق رای اهداء شده از طرف پدر خانواده و اعلام نظر افراد خانواده در یک جو دیکتاتور گونه، کارگردان نمایش را همراستا با ایده های متنی کرده است. به تبع آن نیز در نمایش با فضای اکثریتی غالبی همراه هستیم که با قانون گذاری های لحظه ای خود، هیچگاه نمیخواهند صدای اقلیتی را بشنوند و حتی اجازه به گوش رساندن آن را نیز نمیدهند. ولیکن هیچگاه در این نمایش نمیتوان به ضرس قاطع رای داد که چه کسی در این بلبشو دانای کل است.

کوبو آبه را در ایران با رمان “زن در ریگ روان” میشناسند. رمانی که فیلمی به همین عنوان از روی آن ساخته شد و توانست جایزه جشنواره کن را در آن زمان دریافت نماید. در آثار این نویسنده ژاپنی که متاثر از کافکا می باشد، نگاهی تمثیل وار به موضوعات را شاهد هستیم که قصد پرداخت هویت انسانی را دارد؛ انسانی که در یک ورطه نیهیلیسمی، سعی در نجات خود دارد. بنابراین در بیشتر آثار کوبو آبه، بیشتر به فضاهایی بر میخوریم که در آن ترسیم گر انسان پسا جنگ جهانی دوم است که به دنبال کورسوی امیدی برای رهایی خویشتن است.

نادر نادرپور با انتخاب نمایشنامه “دوستان” از این نویسنده ژاپنی زنگ افتتاح “تماشاخانه اهورا” را به صدا در آورد. نمایشنامه ای که در تکمیل داستان کوتاه “تجاوز قانونی” همین نویسنده درونمایه های انسانی را دراماتیک تر کرده است. مخاطب در بطن نمایشنامه با اتمسفری هجو آلود از نظام سرمایه داری با تمامی اشتراکات تعریف شده اش مواجه است. مردی تنها که در آپارتمان خود زندگی میکند، به ناگاه خود را با تجاوز غیر عادی و البته بی رحمانه از سوی خانواده ای پر جمعیت در می یابد. شخصیت مرد به عنوان شخصیت اصلی، به مرور متوجه شرایط غیرعادی و کابوس واری میگردد که بر او تحمیل شده است. شاید کلیدی ترین دیالوگ نمایش، دیالوگی باشد که از دهان مادر بزرگ خانواده خارج میگردد؛ “فقر که از در بیاد تو، دین و ایمون از پنجره فرار میکنه”. بر این اساس کارگردان اثر نیز تا حدودی توانسته است این دوپارگی طبقاتی یعنی تقابل فقر و میانه داری ایمان را نمایش دهد.

نمایش “دوستان” همچون نمایشنامه تعارفی با به استهزاء کشیدن مساله دموکراسی ندارد. حق رای اهداء شده از طرف پدر خانواده و اعلام نظر افراد خانواده در یک جو دیکتاتور گونه، کارگردان نمایش را همراستا با ایده های متنی کرده است. به تبع آن نیز در نمایش با فضای اکثریتی غالبی همراه هستیم که با قانون گذاری های لحظه ای خود، هیچگاه نمیخواهند صدای اقلیتی را بشنوند و حتی اجازه به گوش رساندن آن را نیز نمیدهند. ولیکن هیچگاه در این نمایش نمیتوان به ضرس قاطع رای داد که چه کسی در این بلبشو دانای کل است.

نمایشنامه با دراماتورژی که بر آن رقم خورده است، معماری خاص خود را رقم زده است. دیگر خبری از شخصیت “خبرنگار” نمایشنامه نیست که با آشنایی اش با افراد خانواده قصد پیوستن به آنها را دارد. از آنجا که حشره شناسی برای کوبو آبه یک علاقه و حرفه محسوب میشد، میتوان رفتار کلونی وار و حشره ای انسان ها را به صورت زنجیره در قالب های متفاوت رویت کرد که در بزنگاه های مختلف چگونه فضا سازی می نمایند. گویی آنها صرفا شبیه انسان و آدم هستند و البته غیر معمول بودن آنها به مرور هویدا میگردد. آدم هایی که یا مانند زالو خون میمکند یا مانند کرمی به دنبال پیله ای گرم و نرم میگردند و یا از طریق تخم گذاری ایجاد خسارت میکنند و به راستی که هر یک از این صفات به شکلی نمادین در تک تک پرسوناژ اعضای این خانواده که غیر دوستانه رفتار میکنند بارز است.

آریو راقب کیانی

گروه نقد هنرنت

۴ مهر ۹۹

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا