نقد تئاترنمایش

“شمایل ِمخدوش ِعشق” نوشتاری بر نمایش تابوت عهد / منتقد هنرنت: نیلوفر ثانی

نوشته ای بر تئاتر تابوت عهد / عماد قلی پور

“شمایل ِمخدوش ِعشق”

نیل لَبیوت نویسنده ی آمریکایی ِنمایشنامه ی تابوت عهد” می گوید : واقعا نمی دانم چرا این نمایشنامه را نوشتم ” امانتیجه ی “غیر معقول ” آن با زمینه ای از اتفاق ۱۱ سپتامبر مطلقا درباره ی ِ”رابطه ” است ..دوست داشتم ” نقطه ی صفر” آدمها را بررسی کنم .

این نمایشنامه نویس اگرچه از حادثه ی تروریستی ۱۱ سپتامبر برای روایت داستان رابطه ی پنهانیِ زن ومردی که از بعد از آن شکل دیگری می گیرد ، استفاده می کند اما با تروریسیم سیاسی ارتباطی ندارد …بلکه بیشتر تروریسیم انسانی را مطرح می کند که در مقابل “دوست داشتن” ها دست به اقدام می زنند.

“تابوت ِعهد” اگرچه نامش را از کتاب مقدس و صندوقی که حضرت موسی برای نگهداری ده فرمان می سازد و نامش را تابوت عهد می گذارد ،گرفته شده و اشاره به محلی‌ست که گناهکاران بر آن حاضر می شدند و با تقدیم قربانی، طلب بخشایش می کردند اما بطور غیرمستقیم، تدریجی و در روال با  این مفهوم می آمیزد و در یک چهارم پایانی نمایش می توان به این راز پی برد که چرا تابوت عهد، مصداق بعضی روابطی‌ست که با تمام ِخوشایندی و رضایت دوجانبه اما نمی تواند رهایی بخشی خود را داشته باشد..قلب، وجدان و تعهدات آدمی، حتی درفرصتی که می تواند از صفر و با هویتی جدید آغاز کند و تمام آن زندگی را که همیشه دلخواهش بوده، داشته باشد، تابوت ِشهادتی می شود که همواره ندای ِآن در جان آدمی می پیچد..

داستان به مظاهر ِنظام سرمایه داری با اشاره ی کوتاهی بر مصرف گرایی و کالایی شدن تفکرانسانی اشاراتی دارد…اما از آنجایی که زن این رابطه کارفرمایی‌ست که “رئیس ” است لبیوت تمرکزش را بیشتر بر تسلط ِقدرت و سلسله مراتب می گذارد که زیردستان را در احساس حقارت فرو می بلعد، حتی به نظر می رسد لبیوت دیدگاهی دوگانه وجنسیتی نسبت به زن دارد چراکه موفقیت زنی که توانسته است در موقعیت مشابه با مرد، به جایگاه کاری بالاتری دست یابد را به لوندی و جاذبه های جنسی، و راه های نامشروع منتسب بداند… واگر از سویی رفع موانع ِجنسیتی در حوزه ی کاری و برابری را اذعان می کند از سوی دیگر آنرا مورد تحقیر قرار می دهد.
“ابی” را زنی آزاد، که نمی خواهد حتی با کسی که دوستش دارد به ساختار ازدواج وارد و استقلال و آینده اش خدشه دارشود و اختلاف سنی غیر عرف دررابطه برایش مفهومی ندارد و برخلاف نگاه عموم،از برملا شدن ارتباط مخفی اش با مردی متاهل ابایی ندارد، چنان در سلسله مراتب قدرت و جنسیت ذوبش کرده که روابط متعدد دارد، برای عشق حاضر به از دست دادن موقعیت و آینده ی شغلی اش نیست.. و همواره حتی در روابط خصوصی، برتری اش را اعمال و یادآوری می کند و در انتها این اوست که علی رغم طرد شدن از طرف مرد، باز در رابطه می ماند.
این موضع دوگانه از لبیوت در برابر زن، مخاطب را در برابر روند موقعیت ها حساس می کند.
هرچند او توانسته  بعد از دیوید ممت ،سم شپرد و ادواردآلبی، نظر منتقدان را در نقد قدرت و بی رحمی در آثار خود جلب کند، اما گوشه های ِقابل نقد فراوانی درهمین تنها اثرش که بفارسی و توسط فهیمه زاهدی ونشر افراز ترجمه شده است نشان می دهد.
داستان دیالوگهای منقطع ودنباله دار زیادی دارد که برای جلب خط  روایی داستان، نیازمندِ هماهنگی و تسلط بازیگران به شخصیت کارکترها و موقعیت سازی دقیقی ست که در اجرا، این انسجام دیده نمی شود واین ضعف ِکارگردانی در گرفتن بازی مناسب از بازیگرانی ست که سابقه ی زیادی در بازیگری دارند …بیتا معیریان و مهدی کوشکی، نمیتوانند فضای این رابطه را بخوبی پرداخت و به مخاطب منتقل کنند. گاها دچار خروج از نقش و در قالب شخصیت های واقعی شان می روند که تمرکز مخاطب را برهم میزند بخصوص مهدی کوشکی که حتی به نظر میرسد ترجیح می دهد بیشتر خودش باشد تا کارکتری که قرارست ایفا کند ..چراکه بن در متن اصلی چندان خونسرد به نظر نمیرسد بلکه شخصیتی ست که انگار درشوک این اتفاق ست که اگر چنددقیقه دیرتر از برج های دوقلو به قصد دیدن زن خارج نمی شد، جزو هزاران کشته ی این حادثه بود.. اما مهدی کوشکی همان استایل بازی همیشگی و تکراری و یکنواختش اش را دارد .
حذف و اضافات دیالوگ ها و تغییر در متن، غیرضروری و غیرکارکردی ست که حُسنی به حساب نمی آید.. و حتی ذهنیت ِمنفی می سازد مانند تغییر خانم همسایه به “جرج” کسی که نظری به ابی دارد، در اجرا، ضدمعناست …
طراحی صحنه می خواهد امتیاز باشد اما وقتی کلیت اجرا ضعف های زیادی دارد، طراحی صحنه به عنصر پرگویی تبدیل می شود که بیشتر “جا پرکن ” ست تا جذاب و موثر …حتی صندلی های چراغ دار نمی تواند موقعیت اعتراف و صداقتی را رقم بزند که در پارت آخر نمایش مورد نظرست ..
لبیوت عقیده دارد که نمایشنامه اش خیرخواهانه نیست اما خوش ساخت ست و بدنبال مواجه ی دوفرد در شرایطی بوده است که خودخواهی های فردی به خودبینی ملی ارجح می شود اما از نظر نگارنده ،داستان ِارتباط پنهانی دوفرد که می خواهند با کشمکش هایی با درون یکدیگر مواجه شوند _حتی اگر با دستمایه ی یک حادثه ی عظیم و تاریخی همراه باشد_اگر فاقد مولفه های شاخص تر ،جدیدتر و عمیق تری از شخصیت روانی انسان باشد، جذابیت چندانی ندارد ..
تابوت عهد نه شاهکارست ونه حتی خاص ، واگر در اجرا، بخوبی پرداخت نشود ،تنها اثری ست که در صحنه آغاز و تمام می شود..  یک اجرای دقیق وخوب از تابوت عهد می تواند ،لحظات خوشی را برای مخاطب رقم بزند که اجرای سالن باران فاقد آن ست ..

با آرزوی موفقیت برای کارگردان وگروه اجرایی شان
نیلوفرثانی
منتقد هنرنت
۱۸ اردیبهشت ۹۷
منبع : نمایشنامه تابوت عهد/نیل لبیوت / فهیمه زاهدی

برچسب ها

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن