برگزیدهنقد تئاترنمایش

“زوال بدون انقضا” نوشته ای بر نمایش شب بیست و یکم / منتقد هنرنت: نیلوفر ثانی

در اجرای شب بیست و یکم، و برای چنین متنی که در عین آنکه می‌تواند معمولی و نه چندان تازه باشد، دو عنصر مهم بازیگری و دکور، تعیین‌کننده‌ی نهاییِ ماحصل بر صحنه است. که ضعف و قوت در هرکدام می‌تواند اجرا را ساقط و یا قابلِ قبول کند. هر چند انتظار رخدادی نو و خلاقیتی ویژه در یک اثر صحنه‌ای در ایجاد تجربه‌ای متفاوت برای مخاطب و گروه اجرایی، چندان برآورده نمی‌شود.

شب بیست و یکم از اولین نمایشنامه‌های محمود استادمحمد است که حدود بیست‌وسه سالگی و اوایل دهه‌ی پنجاه به نگارش درآورد.
موضوعات مورد علاقه و پرداخت استادمحمد که خود زاده‌ی یکی از محله‌های جنوبِ شهر و قدیمی تهران بود، فرهنگ و بافت مردمی است که با آنها آشنایی تنگاتنگی داشته است. استاد محمد یکی از مهمترین نمایشنامه‌نویسانی‌ست که دغدغه فرهنگی و جامعه ایرانی را با تمرکز دقیق بر المانها و ویژگی‌های درون‌بافتی سنتی ترسیم می‌کند و بستر مواجهه تماشاگرانی را فراهم می‌کند که فاصله عرفی و یا زمانی دوری با آن شرایط و قشر داشته‌اند.
شب بیست و یکم دومین نمایشنامه اوست که در همین حال و هوای رئالیسم ایرانی‌ست که به درون یکی از معضلات اجتماعی می‌رود که هنوز و همچنان تازه و با همان شدت جریان دارد. داستان درباره دو برادر با اعتیاد به هروئین است که پدرشان آنها را در محلی خارج از خانه برای ترک مواد، محبوس کرده، ولی علی رغم دو مراقب و نگهبان، آنها باز هم موادشان را جور کرده و به مصرف ادامه می‌دهند.
مسیر نمایشنامه در جهت روشن‌شدن وضعیتِ آن دسته از معتادانی است که اعتیادشان تفننی نبوده و برای بدست آوردن مواد به هر کاری دست می‌زنند و در خماری دچار چنان جنون و روان‌گسیختگی می‌شوند که اختیار و هوشیاری کارهایشان را ندارند که بارها نمونه‌های فاجعه‌باری را از این گروه معتادان شنیده و یا دیده‌ایم.
در نتیجه‌ی این پیش‌زمینه و آشنایی برای مخاطبی که شاید تا کنون با فاصله، با فلاکت و احوال این گروه و افراد برخورد داشته، روشن‌کننده وضعیتِ اسف‌بار معتادان تزریقی و سنگین به مواد مخدر است.
در نهایت متن، به اوج تراژیک خود و واقعه‌ای شوم می‌رسد که حد تمام نمایی از آنچه تا کنون ترسیم شده است، باشد. جنایتی که در دایره این سلسله اتفاقات رقم می‌خورد، یادآور تباهی و منجلابی‌ست که گویی راه نجاتی ندارد و قربانیان بی‌گناهی را با خود نابود می‌کند. فجایعی که تنها یک عامل ندارد.
شاید در نگاه اول به نظر برسد متن انتخاب شده، کارکرد امروزی نداشته و محصول دورانی‌ست که فاصله زمانی زیادی با جامعه امروز دارد اما با طی روند اجرا این شکاف زمانی از بین می‌رود و کاملا با وضعیت امروز و نمونه‌های متعددی از آن در همین جامعه فعلی، همخوانی دارد.
و به نظر می‌رسد معضل اعتیاد، نه تنها قابل حل‌شدن نیست بلکه بنوعی تجارت اقتصادی کلانی برای هر حکومتی که بر مدار قدرت است، محسوب می‌شود و از این آبشخور، سودهای کلانی می‌برد. چنانکه تهیه و دست‌یابی به چنین مواد ممنوعه و مخربی، به راحتی آب‌خوردن میسر است.
هر چند متن با منطق و روایتی منسجم پیش می‌رود اما از زمان ورود برادر خردسال به داستان، دچار رمانتیسم اغراق‌شده‌ای می‌شود که پیش از آنکه بخواهد پرده‌ی آخر را به عنوان ضربه‌ی نهایی حفظ و غافگیرانه طرح کند، لو‌ رفته و دستش رو می‌شود. و بیش از آنکه متمرکز به نتیجه‌گرایی باشد، به تهییج نهایتِ احساسات مخاطب و تماشاگری می‌پردازد که بدون فاصله‌ی منطقی، درگیر موقعیت می‌شود. اما علی‌رغم این بزرگنمایی، سویه‌های حقیقی نیز در لایه‌های خود قابل لمس است.
در اجرای شب بیست و یکم، و برای چنین متنی که در عین آنکه می‌تواند معمولی و نه چندان تازه باشد، دو عنصر مهم بازیگری و دکور، تعیین‌کننده‌ی نهاییِ ماحصل بر صحنه است. که ضعف و قوت در هرکدام می‌تواند اجرا را ساقط و یا قابلِ قبول کند. هر چند انتظار رخدادی نو و خلاقیتی ویژه در یک اثر صحنه‌ای در ایجاد تجربه‌ای متفاوت برای مخاطب و گروه اجرایی، چندان برآورده نمی‌شود.
گروه اجرایی شب بیست و یکم، در طراحی و ساخت دکور منطبق با اشارات متن اصلی، موفق و کارآمد است و گویایِ همان قلمروی پر مخاطره و منجلابی‌ست که خطوط فراروی‌اش می‌تواند حتی تا مرز جنایت پیش برود. این مرزگذاری در صحنه، که از ابتدا، جهانِ خود را با دکوری مناسب، به مخاطب القا می‌کند، تداعی‌گر مدلول‌های متعدد مستقیم و غیرمستقیم چنین وضعیت‌هایی‌ست. شرایطی که می‌تواند در سطحی کلان‌تر به وضعیت روز جامعه نیز قابل تسری باشد. اتاقکی که برای نگهداری و پرورش حیوانات خانگی ساخته‌شده و با یک پنجره‌ی حصاربندی‌شده به فضای بیرون راه دارد. و حالا قرار است محل ترکِ اعتیاد ( شروعی نو) دو برادر باشد. بنابراین منجلاب و حقارتِ عزت نفس آدمی، پیشتر آغاز شده و بستر مناسبی برای تغییر و مسیر سلامت نمی‌شود. و آنچه نیز در نهایت در این مکان رخ می‌دهد، تفاوت چندانی با حیوانیت و توحش ندارد.
استادمحمد به هوشمندی، چنین تناسب نزدیکی را برای برملا کردن تاثیرات محیط و فشارهای بیرونی بر چگونگی زیست فردی و اثرات آن بر جامعه، پیش می‌کشد که طراحیِ خوب دکور در اجرای حاضر نیز در همین راستا، موفق عمل می‌کند.
بازی بازیگران در دو طیف متفاوت‌ است. دسته‌ای که نقش‌های کمتری دارند، در دام تیپ‌سازی و نمایشی‌بودن افتاده‌اند، به ویژه نقش پدر که به خورد کار نمی‌رود و نچسب باقی می‌ماند. دو بازیگر اصلی میلاد کرباسی و مهدی رضایی، دو برادر فریدون و فرخ، از تیپ‌سازی فاصله گرفته و با تکیه بر ویژگی‌های اجراگری و بازیِ تاثیرگذار و نزدیک به کاراکترهایشان، قابلیت‌های ویژه‌ای را در ارائه نقش و انتقال حس دارند. و تا حدود زیادی توانسته‌اند این تکرار نقش‌ها و نمایشِ معتادان را متفاوت ایفا کنند، با این حال درخشان‌ترین بازیگر صحنه، بدون شک میلاد کرباسی‌ست حتی نمایش را برای مخاطب، تا حدِ رضایت می‌رساند.
انتخاب متن شب بیست و یکم، علاوه بر آنکه به فضای بومی و جامعه ایرانی نزدیک و منطبق است، نگاهی اجتماعی و نقادانه نیز در بطن خود دارد. موضوعاتی که از شدت وفور، به عادی‌سازی مهلکی رسیده‌اند که فاقد حساسیت‌های راهکاری برای حل آن‌ست .. جامعه‌ای که در برابر هر فرد خود مسئولیت دارد در فقدان آن، به تباهی می‌رسد.، هر چند اجرا تا رسیدن به یک تئاتر موفق، نیازمند تجربه و تمرین بیشتری‌ست با این وصف در مسیر خود دغدغه‌مند گام برمی‌دارد.
سالن نوفل لوشاتو در محل جدید خود علاوه بر فضای مناسب و کافی برای انتظار تماشاگران، از تعهد بیشتری برای شروع اجراهای بدون تاخیر برخوردارست. با امید به ادامه این روند و اجراها و تولیدات موفق بیشتر ..
نیلوفرثانی
گروه نقدهنرنت
۲۰ خرداد ۱۴۰۰

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا