برگزیدهنقد تئاترنمایش

“در جستجوی آدمیت” نوشته ای بر نمایش “روز حشر” به کارگردانی حمیدرضامحمدی / خانه هنرمندان – منتقدهنرنت: نیلوفرثانی

روز حشر حاصل کارگروه جوانی‌ست که با ایده‌ی چندبرادر در یک زیرزمین که موضوعات قابل پنهانی باهم دارند، ماجرایی را شکل می‌دهد که سویه‌های متفاوتی دارد متن احسان بداخشانی با همکاری کارگردان، متنی آهنگین‌ست که به بحر طویل نزدیک می‌شود و می‌خواهد بدین صورت، تبار تاریخی و قدمت زمانی را بیش از پیش به مخاطب نشان دهد.

روز حشر حاصل کارگروه جوانی‌ست که با ایده‌ی چندبرادر در یک زیرزمین که موضوعات قابل پنهانی باهم دارند، ماجرایی را شکل می‌دهد که سویه‌های متفاوتی دارد
متن احسان بداخشانی با همکاری کارگردان، متنی آهنگین‌ست که به بحر طویل نزدیک می‌شود و می‌خواهد بدین صورت، تبار تاریخی و قدمت زمانی را بیش از پیش به مخاطب نشان دهد.

۶ برادر که به وصیت پدر بدلیل آنکه متقاوت از دیگر آدمیان هستند،سالیان درازی‌ست که دریک سرداب بسر می‌برند.کارشان جمع آوری پلاستیک‌ها و دوره‌گردی در تهران‌ست. هرکدام تیپ خاصی دارد از برادر بزرگتر که آقا بالاسرست و نقش رهبری دارد تا برادری که ترنس‌ست و دیگری که از وقتِ مردن مادرش در خیابان وقتی آژانهای رضاخان، چادر را ازسرش کشیدند، لال شده است.تا هرکدام که ویژگی‌های خاص تعریف شده‌ای دارد.

حرکات بازیگران بشکل خاصی طراحی شده که بیشتر تداعی‌گر، عجیب الخلقه بودن آنهاباشد اما به مرور در افق دید مخاطب، خستگی ایجاد می‌کند. …داستان از وصیت پدر، رمزگشایی می شود که بعد از یک سوم ابتدایی اجرا‌ست که با ریتم تندی آغاز شده است… وآنقدر همه چیز درهم‌ست که حتی دیالوگ‌ها به سختی تشخیص داده می شوند موزیک بلند و ناهنجاری نیز مزید بر علت‌ست.

از نیمه‌ی اجرا به بعد ،داستان بدنیال کشف هسته‌ی درونی متن ست واگرچه گشایشی برای آن پیدا می‌شود اما چندان قوی، تکان دهنده و ضربه‌ای نیست. بیش از آنکه غافگیرکننده باشد، وصله‌ای‌ست که قرارست نقش توجیه‌گری برای طی روند داستان را داشته باشد.
و با طرح سویه‌هایی از شرایط اجتماعی، حق‌خواهی، اعتراض‌های مدنی، چاشنی مهیجی تعبیه می‌کند که محور داستان برآن استوار باشد.

روزحشر، اگرچه از گروهی خلاق، جوان و مستعد با بازیهای خوب و جاافتاده ست اما همچنان به دلیل ضعف درمتن، پرداخت درهم و نامنضبط و شلوغ آن، اجازه‌ی لذت و آمیختگی موثری را نمی‌دهد.

دغدغه اش که به زنان و دختران و آزادی‌های آنان اشاره می کند، بسیار ارزشمندست و احتمالا بدلایل وجود ممیزی و سانسورها بیش از همین مقدار قادر به اشاره و پرداخت نیست.

با این حال حتی اگر بهمین اندک اشاره هم باشد، شنیدن صدای حق‌خواهی برای قشری که همواره مورد ستم در جامعه‌ای سنتی قرار گرفته اند، لذت بخش‌ست
روزحشر، بنوعی تلنگری برای افرادجامعه‌ای ست که در بی تفاوتی‌های عمیقی، غرقند و حتی در برابر منع آزادیهای بحق خود، هیچ مشارکت و بفعالیت اجتماعی و مدنی ندارند.

درعین حال، بعنوان تئاتری اکتیویست،به کمال نمی رسد و در شلوغی‌های صحنه و متن، ناتمام رها می شود.

نیلوفرثانی
گروه نقد هنرنت

برچسب ها

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن