درچند سال گذشته آثار قابل توجهی چه در انتخاب متن و چه کارگردانی و اجرا، از کیومرث مرادی برصحنه ی تئاتر شاهد بودیم
شکلک و افسون معبد سوخته، از موفق ترین‌ها و نامه‌های عاشقانه از خاورمیانه، هملت-تهران ۲۰۱۷ و چند مدیریت پرژوه ی مشترک با گروه های خارجی در طی دوسال اخیر، باعث می شود که پس از ۶سال دوری از یکی از مهمترین سالن های تئاتر، انتظار اجرایی را داشته باشیم که با آن پیشینه، یک سروگردن بالاتر ازتجربه های قبلی باشد یا حداقل در اجرا یا متن، حرف تازه ای برای گفتن …
دیرراهبان، نوشته ی فریرا دو کاسترو پاراگوئه ایی رمانی با دو ترجمه از احمد میرعلایی و بعد از آن اسدالله امرایی منتشر شده که توسط محمد چرمشیر و فرهاد مهندس پور برای صحنه ی تاتر بازخوانی و آماده ی اجرا شده است. در سالیان گذشته(۱۳۸۰) این تئاتر با کارگردانی فرهاد مهندس پور با گروه بازیگری بسیار حرفه ای به اجرا درآمد که یکی از اجراهای موفق و قوی ِصحنه ای بوده است ..
اینکه امروز کیومرث مرادی، دست به انتخاب این متن با گروه بازیگری جوانی زده است بجز آنکه می تواند دست‌گرمی برای تولیدی تازه نه الزاما قوی و درخشان، از کمپانی تئاتر امید باشد، دلیل دیگری به نظر نمی رسد .چرا که در اجرا شاهد ِرخدادی نو و یا تبحری در پرداخت ِموضوعی که بارهادستاویز ِنویسندگان و کارگردانان بدلیل حساسیتش شده،نیستیم. نه خلاقیت ِویژه ای و نه انتقال ِقوی وقایع و یا حسی که مخاطب را درگیر خود کند..
متن تمرکزی بر نقد دیدگاه های دینی و اندیشه ی انسان معاصر از سویی و از سوی دیگر جهت گیری مسیحیت نسبت به سیاست دارد..و انتخابی که باید متکی بر وجدان باشد یا دستورات ِدینی … دوکاسترو با ظرافت دست بر مرزی از حدود مذهب می گذارد که از وجدان واخلاق جدا می شود ومنفعتی را پیش می کشد که عملا بی طرفانه نیست، دراین میان تردید و شک در تصمیم گیری ِپدر مقدس یا مسئول دیرنیز، سست بودن تصمیمات و جانبداری کلیسا را از سیاست های خصمانه و زیر سوال بردن ِایمان و دین مداری را، عملا نشان می دهد.
اگرچه چنین موضوعیتی دراواسط قرن بیستم با گشایش فضای باز گفتمان ونقد مذهب، درخور توجه و ستایش ست اما استفاده ی مکرر ازآن در زمان حال، کمی منسوخ شده به نظر می رسد .. دیالوگ ها، چیزی اضافه تر از متن های دیگری که پیش ازاین باموضوعی مشترک به اجراهای موفق درآمده اند،ندارد ولو اینکه مستقیم تر به مسیح و خدا بتازد اما بااین حال حتی نمی تواند در اجرا، قدرتمندانه ظاهر شود و ماهیت ِتردید و عمق نفوذ تحولات درونی افراد و سختی ِتصمیم گیری را منتقل کند.

دیالوگ ها، در باور ِبازیگران، بار نداده است تا آنچه بیان می شود بتواند مخاطب را از سردرگمی شناخت و نقش هرکدام در کلیت داستان،نجات دهد. عناصر متنوعی برای درآمیختگی ِخلاقیت و مفاهیم وجود ندارد وهمین دلیلی می شود که مدخل کشف ِمخاطب گشوده نشود.
بجز دکور حرفه ایی و فضاساز صحنه، بازی خوب اما کلیشه شده ی محسن نوری و نورپردازی ِکارکردی، سایر ِعناصر از سطح متوسطی برخوردارست که همچنان پرسش ِاولیه را در ذهن پررنگ تر، بی پاسخ می گذارد …دیر راهبان، نمایشی در اندازه های کیومرث مرادی نیست حتی برای کارگردانی نیمه حرفه ای نیز کم و” در نیامده” است ..
دیر راهبان، نه در هجمه ی تناقضات ِفکری و نظری مخاطب را به ساحل ِامنی می رساند ونه او را با موقعیتی خاص _علی رغم محوریت متن براین اساس_ مواجه می کند تا زمانی که از سالن تئاتر خارج می شود احساس لذت و تفکر کند .
دیر راهبان،نمایشی ۶۰دقیقه ای ست که بیش از آنکه صدای ِانسان امروز و دغدغه هایش ازآن شنیده شود، زنگ مکرر ناقوس شنیده می شود.
با آرزوی موفقیت برای کارگردان ِخلاق شکلک و افسون معبد سوخته، بی صبرانه درانتظار اجرایی شاهکار ازاو هستیم .
نیلوفرثانی
گروه نقد هنرنت
۲۲خرداد۹۷