محیط محاط
نگاهی به فرآیند اثر علی کرسی زر

فرزام قدیری نیا/ منتقد هنرنت

فرآیند که نمایشنامه اش براساس مجموعه ای از کارهای کافکا همچون مسخ،قصر، محاکمه و برخی آثار کوتاهش و همچنین تجاوز قانونی کوبوآبه نگارش شده است حکایت آقای “کا” است که شبی پس از رسیدن به خانه، کسی از همسایگان برای گرفتن تخم مرغ به او مراجعه میکند “کا” که فکر میکند با دادن تخم مرغ به همسایه اش کمکی به او کرده و دیگر میتواند به خوردن شامش مشغول شود از کمک به همسایه دریغ نمیکند غافل از آنکه این آغاز یکسری اتفاقات عجیب و پرمخاطره است…
در فرآیند کرسی زر با استفاده از فیزیک بدنی کا شخصیت اصلی شخصیت رمان های کافکا و همچنین ایجاد فضایی ملال آور و محصور کننده که کا انگار کم کم به آن تن میدهد در به وجود آوردن فضایی کافکایی موفق ظاهر میشود.
کا که به تنهایی زندگی میکند با آمدن ناگهانی و غیر منتظره یک خانواده که همسایه اش هستند و برخوردهای عجیبشان ابتدا سعی میکند با گاردی دفاعی از خود و ماهیت خانه اش دفاع کند و از هجوم آنها جلوگیری کند اما کم کم این گارد باز می شود به سبب اینکه کا تلاش های خود را برای تغییر وضعیت جدید پیش آمده بی ثمر و حتی مضر می یابد،در طی رسیدن به این مرحله میبینیم که اجزای خانه و اتاق ها به دست خانواده غریبه و در غیاب کا مدام آرایش متفاوتی پیدا میکند و این تغییر آرایش گویی به مرور باعث تغییر تفکر کا میگردد و کا را به مرور برده خانواده ای میکند که حالا صاحبان خانه به شمار میرود.
وقتیکه انسان از خانه صحبت می کند محیطی مورد نظرش است که خود درآن محاط شده است . با توجه به اینکه محیط همواره بزرگتر از محاط است حال اگر کا و منزلش را محیط در نظر بگیریم آنچه در جریان نمایش اتفاق میفتد این است که محاط (خانواده غریبه ) هرچه نمایش پیش تر می رود بیشتر عرصه را بر محیط تنگ تر میکند تا جایی که کم کم محیط هویت و ماهیت خود را از دست میدهد و به پیوستن به آنچه او را احاطه کرده می پیوندد چنانچه در پایان نمایش میبینیم که آن همسایگان که حالا انگار صاحبان قانونی خانه به حساب می آیند هنگامی که اطمینان حاصل میکنند کا پس از دور باطل زدن های بسیار تسلیم شده و کاملا افکار و روشی که برایش انتخاب کرده اند را پذیرفته، از صحنه خارج می شوند و احتمالا سراغ کسی دیگر میروند تا “کا” که حالا نتیجه ی مثبت فعالیت های آن هاست و با گذاشتن سرپوشی روی سرش به پیروی از آنها، به مانند کبکی که سرش را زیر برف کرده است و با ریتمی که آنها برایش انتخاب کرده اند به زندگی خالی از هویتش ادامه می دهد.

فرزام قدیری نیا / گروه نقد هنرنت

۶ شهریور ۹۷ – سالن مولوی