تئاتری که اقتباس یا الهام باشد با موارد انضمامی دیگر، دوکارکرد ویژه دارد .. اول آنکه طبق ” نظریه ی واکنش مخاطب”، محوریت محفوظات قبلی طبق همان چهارچوب و همان مولف، کم اهمیت ومرکزیت زدایی می شود تا مخاطب بتواند با شکل و وجه دیگری از آن اتفاق با نگاه جدیدی روبرو و واکنشی ویژه یِ اثر ِحاضر را، داشته باشد .. ودوم نویسنده وکارگردان قادرست فرآیند ِمعنا و محتوای ِدلخواهی را که باتوجه به شرایط روز و یا با دغدغه های شخصی اش منطبق ست، در اثر اقتباسی بگنجاند و تولید کند. بستری اگرچه مشترک اما متن، شرح اجرا و تبیین مفاهیم ِموردنظر ِتازه و به روز تری را در بر می گیرد، و ازیک متن کلاسیک و سنتی، به اجرایی امروزی می رسد که قادرست جایگاه تئاتر را، در تفکر و اندیشه ورزی، تحکیم ببخشد و تماشاگر که ارباب ِواقعی ِموقعیت اجراست [۱] بتواند به پیوندهای جدیدی از چهارچوب های قبلی و فعلی دست یابد ..
همواره آثار شکسپیر دست مایه این اقتباس ها درتمام دنیا قرارگرفته و به نظر می رسد همچنان ظرفیت های زیادی برای کالبدشکافی ِمحتوایی و تبیین فرمی بر آثار او وجود دارد و تاریخ ِانقضای آن، هنوز فرا نرسیده است ..
“ریچارد سوم ” پُر شخصیت ترین نمایشنامه ی شکسپیرست که با پرسشی برآمده از نظریه ی ماکیاولی و سیاست ِاو که” هدف وسیله را توجیه می کند” شکل گرفته ، شقاوت و سنگدلی ریچارد سوم که ۱۲۰ سال پس از او سرگذشتش را شکسپیر، طبق آنچه از مردم نقل قول شده با تخیل نویسندگی‌اش، برای بدست آوردن تاج و تختی نگاشته که از هیچ جنایت و راهی، ازجمله کشتن برادران و فرزندان کودک آنها، ابایی نداشته است ..
طبق تحقیقاتی که نیز شده، چندان وقایع تاریخی ریچارد سوم با نمایشنامه، همخوانی ندارد بنابراین تنهاجنبه ی داستانی وپیام ِمورد نظر شکسپیر در آن می تواند مورد توجه قرار گیرد .
“ریچارد ِنعیمی” نیز اگرچه برهمان خط و ربط است اما اقتباسی ست که کاملا در اختیار ِنویسنده /کارگردان قرار دارد . تغییراتی که ازسویی درجهت ِ جذابیت بصری ِنمایش، موزیکال، پر زرق و برق بودن و البته تلطیف خشونت موجود درمتن اصلی، با طنزهای ِبجا صورت گرفته و از سویی دیگر با طرح ِکدهایی صریح به وضعیتِ سیاسی، هنر را به شکل کارآمدی دراین وجه بکار می گیرد؛چنانکه داریو فو معتقد ست هنرو تئاتر همواره دارای مولفه های سیاسی ست وهرگز از امرسیاسی جدانیست وهنرمند درمواجهه ی باآن، متاثر.. استفاده از دکورهای عظیم و متعدد ومتحرک با طراحی ِمناسب، لباس ها، حرکات فرمی و پرفورمنس ، اگرچه کمی اغراق شده و زائد به نظر می رسد اما صحنه آرایی مطلوبی را برای هر دسته ازمخاطبانی که به هدف ِدیدن یک تئاتر ِفاخر با جذابیت بصری در تالار وحدت انتظار دارند ،مهیاکرده است .
خلاقیت های زیادی در اجرا ازجمله حضور دلقک ها،طراحی صحنه و نورپردازی جلب کننده است؛ بازی خوب ِحامد کمیلی تنها نقطه ی درخشان ِ بازیگری ست که درجریان ِنمایش واقع است اما سایرین بخصوص ملکه آن با بازی شقایق فراهانی، تصنعی، بی رمق و دم دستی ست و بیش از آنکه نقش را جلوه دهد مبدل به خودنمایی شده است ..

به نظر می رسد نعیمی، برای بیان دیدگاه های ِسیاسی واجتماعی خود، از قالبِ تئاتر شکسپیر که هم صدای موضع رسمی طبقه ی حاکم را دارد وهم اعتراضات مردمی به ویژه ریچارد سوم که کاملا یک نمایشنامه ی سیاسی ست، استفاده کرده تا بتواند نقدِخود را از وضعیت حاضر اعلام کند .. او با گذاشتن ِکتاب “شهریار” ماکیاولی در دست ریچارد ِنمایشنامه اش، صریحا وجود ِیک نظام فاسد ِحکومتی را نشانه گذاری می کند که در آن “قدرت” خود را مجاز می داند برای رسیدن به تمامیت و اهداف ِخود، هرنوع خشونت، خباثت و جنایتی را مرتکب شود ..
ماکیاولی صریحا در کتاب شهریار به فرمانروای مورد نظرخود توصیه می کند که در کاربرد فریب ،پیمان شکنی و خشونت، هرگاه که لازم باشد، تردید به خود راه ندهد. اوحتی به تفصیل از موثربودن این شیوه ها درکار فرمانروایان گذشته سخن می گوید، و به تفصیل توضیح می دهد که چگونه باید از این شیوه ها استفاده کرد.[۲] کتابی که برای ریچارد عنوان وجایگاه ِکتاب مقدس را دارد ..
و تا آنجا پیش برود که حتی شورش و اعتراضات خیابانی مردمی، بر علیه دیکتاتوری و تحریک انقلابی را رقم بزند و فرجامش را با هشداری پررنگ در فروپاشی چنین نظامی، به تصویر می کشد.. در بخش هایی از نمایش، و تاکید دیالوگ هایی برهمین محتوا، به شعارهای گل درشت تبدیل می شود که ازفضای ِجاری نمایش بیرون می زند اما چنین عصیانی در چنین عرصه ای،جسورانه و قابل ستایش ست .
استفاده ی بجا و هوشمندانه از پرچم های قرمز،لباس های نظامی ِبولشویکی و اسلحه،نقد مشخصی بر هرنوع محوریت ایدئولوژیکی ِجپ و راستی ست که با بازی دادن مردم، اساسا منجر به شکست ست ..
صحنه ی پایانی و تراژیک، با اونیفورم قرمز نظامی ِریچارد، هماهنگی ِمتوازنی باموضوع دارد اما به نظر می رسد نیازمند تاثیرگذاری بیشتر و باشکوه تری برای ستیزگری شرو ناپایداری اش، در ذهن مخاطب ست ..فرجامی که پایان هر دیکتاتوری ِتوتالیتری ست که بی هیچ رحمی، تمام ِمخالفان ِخود را نابود و به جای هرگونه گفتمان مشروعی، تنها حاکمیت خود را اتقان می کند.
با تمام این موارد ،” ریچارد ” اگرچه در مرز عامه پسندی و روشنفکری، درنوسان است و می خواهد هردو قشر را با خود همراه سازد و دراین موقعیت، به ورطه ی پرگویی و تشریفات می افتد اما از آن جهت که برای تولید یک تئاتر شکیل با هزینه گزاف و درخور ِمخاطب ِتئاتر که شاهد عینی بر تمرین و هماهنگی گروه ست، تلاش کرده و به ویژه نقش هنرمند و تئاتر را به عنوان ِبیان ِاحتیاجات و تفکر روز و حضور در امرسیاسی ِجامعه، اجابت کرده است، مورد تقدیرست .

نیلوفرثانی
گروه نقد هنرنت
۲۲تیر۹۷

منابع :
۱/ نظریه در تئاتر / مارک فورتیه / فرزان سجودی/ نریمان افشاری
۲/تاریخ اندیشه ی سیاسی درغرب از ماکیاولی تا مارکس/کمال پولادی
۳/داریو فو / مقاله ی برخی از جنبه های تئاتر مردمی/مژده ثامتی
۴/نمایشنامه ی ریچارد سوم/ ویلیام شکسپیر/امیرعباس حیدری